دانلود نمونه پروپوزال آماده مدیریت

پروژه گردشگری فرهنگ و توسعه

توریسم در ابعاد فرهنگی اقتصادی و توسعه پایدار

مقدمه

گردشگری به عنوان صنعتی نوپا در سال های اخیر تأثیرات زیادی بر وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جهان داشته است. ایجاد اشتغال، ارز آوری، تعادل منطقه ای، کمک به صلح جهانی، کمک به سرمایه گذاری در میراث فرهنگی، بهسازی محیط، کمک به بهسازی زیستگاه های حیات وحش، توسعه نواحی روستایی دارای جاذبه های گردشگری و جلوگیری از برون کوچی جمعیت و مانند آن، از جمله مزایای این صنعت بوده است[۱]. در کنار مزایای صنعت ، گردشگری بعضی عواقب منفی از جمله در اقتصادهای وابسته و در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی در کشورهای گردشگر پذیر مشاهده شده است. در دهه های اخیر، اهمیت گردشگری در سطح بین المللی هم از لحاظ تعداد گردشگران و هم از لحاظ درآمد ارزی همواره و به طور بی سابقه ای در حال افزایش بوده است[۲] و پیش بینی می شود تا سال ۲۰۱۰ سالیانه بیش از یک میلیارد جهانگرد در سراسر جهان سفر کنند. در سال ۲۰۰۰ بیش از ۶۹۸ میلیون نفر به یک کشور غیر از کشور خود مسافرت کردند که در این میان حدود ۵۰۰ میلیارد دلار، از این طریق عاید کشورهای میزبان شد. درآمد از طریق گردشگری با رشدی معادل ۳/۱۰ درصد بین سال های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ ، به ۶۲۲ میلیارد دلار در سال گذشته میلادی بالغ شد. از کل درآمدهای جهانی گردشگری در سال ۲۰۰۴ ، از نظر منطقه ای، ۵۲ درصد به کشورهای اروپایی، ۲۱ در صد به قاره آمریکا و ۲۰ درصد نیز به کشورهای آسیا و اقیانوسیه تعلق داشته است[۳]. درآمد کشور ایران، علی رغم دارا بودن پتانسیل های بسیار بالای گردشگری، معادل ۷۷۷/۱ میلیارد دلار یعنی تنها حدود یک هشتم درآمد کشور ترکیه گزارش شده است[۴].

مطالعات صورت گرفته در مناطق مختلف جهان نشان می دهد که همزمان با این رشد سریع، تأثیرات منفی گردشگری نیز درحال گسترش بوده است. بنابراین، سیاست گذاران و برنامه ریزان هرکشوری باید برای افزایش درآمد از طریق گردشگری برنامه ریزی کنند ولی در عین حال باید توجه داشته باشند که این افزایش نباید به بهای مخاطره افتادن توسعه پایدار گردشگری صورت پذیرد[۵].  از سویی دیگر، تاریخچه گردشگری در ایران نشان می دهد که عواملی مانند نا آرامی های دوران انقلاب، سوء برداشت ها از اوضاع داخلی ایران در جهان و آغاز جنگ تحمیلی باعث شده است که رکودی در جهانگردی ایران به وجود آید. گرچه در سال های اخیر این صنعت از وضعیت روبه رشد نسبی در کشور برخوردار بوده است، اما این رشد در مقایسه با توان های توریستی کشور بسیار بطئی بوده است[۶].  با توجه به تأثیر شگرف گردشگری در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جوامع امروز، باید با نظری بلند ومدیریتی عالمانه، آگاهانه و با برنامه ریزی درست، در جهت توسعه پایدار آن تلاش کرده و آثار منفی آن را به حداقل رسانید[۷].

مفهوم گردشگری

از نظر بیشتر مردم عبارت گردشگری بر سفرهای تفریحی دلالت می کند و بیشتر به صورت مترادف تعطیلات به کار می رود. هم چنین در کتاب های لغت از گردشگری به عنوان مسافرت به منظور تفریح یاد می کنند. برعکس، سازمان های گردشگری و مراکز دیگری که درپی توسعه، بازاریابی و هماهنگی گردشگری در کشورشان هستند، سعی بر داشتن دیدگاه وسیع تری در این مورد دارند؛ از نظر آن ها گردشگری یعنی مسافرت با اهداف مختلف به استثنای سفر به منظور کار، مهاجرت و فعالیت های محلی و منطقه ای.

رضوانی ( ۱۳۸۵ ) در کتاب خود تحت عنوان جغرافیا و صنعت توریسم، جهانگردی را این گونه تعریف می کند؛ “جهانگردی عبارت از مجموعه تغییرات مکانی انسان ها و فعالیت هایی است که از آن منتج می شود. این تغییرات خود ناشی از به واقعیت پیوستن خواست هایی است که انسان را به جابجایی وادار می کند و بالقوه در هر شخص با شدت و ضعف متفاوت وجود دارد[۸].”

گردشگری فرهنگی: “این نوع جهانگردی برای آشنایی میراث های هنری و فرهنگی، آداب و رسوم، بناهای تاریخی با هدف های آموزشی، تحقیقاتی و پژوهشی، صورت می گیرد. گردشگر فرهنگی مایل به آشنایی با فرهنگ مناطق مختلف، خواهان کاوش در چشم اندازهای فرهنگی جوامع انسانی و درک آن ها است. در این نوع گردشگری به جذابیت های فرهنگی توجه می شود. از قبیل موزه ها، نمایشگاه ها،ارکسترها، نمایش نامه ها، هنرهای دستی، معماری و… در ایران علاوه بر موارد  فوق، آیین های سنتی نظیر تعزیه، مراسم چهارشنبه سوری، جشن های مذهبی زرتشتی و اسلامی، عزاداری ها مانند محرم و… نیز از جذابیت های فرهنگی می تواند تعریف شود. گردشگری داخلی و بین المللی هم چنان یکی از برجسته ترین راه های مبادلات فرهنگی، ایجاد کننده تجربه شخصی نسبت به نه تنها از آن چه از گذشته باقی مانده است، بلکه زندگی و جامعه معاصر دیگران است. گردشگری فرهنگی برجسته ترین روش های مبادلات فرهنگی بین مردم کشورها و ارزشمندترین روش های گفتگوی درون فرهنگی است. صنعت گردشگری اغلب ” آداب و رسوم”و” سبک زندگی”غیر بومیان را به عنوان جاذبه های توریستی عرضه می کند (می فروشد). گردشگران نیز اغلب خواستار عرضه آن نوع از فرهنگ و سبک زندگی هستند که به طور قابل ملاحظه ای با فرهنگ و روش زندگی خودشان متفاوت باشد.

داس ویل ( ۱۳۷۸ ) نیز عقیده دارد که «به جهانگردی باید از دیده تعاملی بین عرضه و تقاضا نگریست»، طراحی و توسعه یک محصول، به منظور مرتفع ساختن یک نیاز. همین تعامل است که آثار اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی، فرهنگی و دیگر آثار راتعریف می کند.

راه های بسیاری برای بررسی فعالیت جهانگردی وجود دارد. یک راه این است که جهانگردی را به سه مرحله

تقسیم کنیم:

  • آن چه پیش از ترک خانه روی می دهد (مطالعه مواد تبلیغاتی یعنی آگهی ها و…، انتخاب مقصد، خرید و… ).
  • آن چه در راه رفتن به مقصد معین شده و برگشت از آن جا روی می دهد (مسافرت، عزیمت، ورود).
  • آن چه که در مقصد برای مسافر اتفاق می افتد(خاطرات و رضایت مندی ها، نارضایتی ها و دلخوری ها)[۹].

 

ادبیات گردشگری

طبق تعریف سازمان بین المللی جهانگردی، جهانگرد به فردی گفته می شود که برای مدتی از محل سکونت خود خارج شود و با هدف تفریح ، تجارت یا … در مکانی دیگر اقامت کند. جهانگردی واژه ای است فارسی به مفهوم «جهان گردنده و آن که در اقطار عالم بسیار سفر کند». جهانگردی ظاهراً معادل سیاحت (عربی) و گردشگری (فرانسه) است. «سیاحت» در عربی به معنای زیاد سفر کردن است و سیاح یا معادل فارسی آن، جهانگرد، کسی است که زیاد سفر می کند. اما در زبان رایج فارسی، از نظر کمّی، تفاوتی میان جهانگردی و مسافرت یا سفر وجود دارد. یعنی اغلب فارسی زبانان جهانگردی را مترادف با زیاد سفر کردن می دانند، در حالی که واژه های «سفر و مسافرت» به سفرهای کوتاه مدت دور یا نزدیک نیز مربوط می شود. با وجود این که در زبان فارسی گفتاری و نوشتاری استفاده از واژه های «جهانگردی و جهانگرد» به جای سفر و مسافرت و مسافر مرسوم است، به کار بردن واژه های مزبور در گفتگوی میان مردم چندان نیست و بیشتر مردم ترجیح می دهند واژه های مسافرت، سفر و مسافر را به کار برند[۱۰].

تأثیرات فرهنگی و اجتماعی بر جذب توریسم

اماکن تاریخی و باستانی به علت کم توجهی و نبود اعتبارات لازم جهت مرمت و نگهداری در حال تخریب و نابود شدن می باشند. در صورت توسعه صنعت گردشگری می توان انتظار داشت که از تخریب آثار تاریخی جلوگیری شده و اختصاص بودجه برای مرمت آن توجیه اقتصادی پیدا کند. ضمنا با افزایش مراودات میان افراد بومی و مسافران مختلف، طرفین با فرهنگ، عادات و رسوم یکدیگر آشنا شده و شناخت فرهنگ های مختلف می تواند در ایجاد یک محیط امن و آرام برای زندگی بشر مفید واقع شود. البته درباره تأثیرات فرهنگی گسترش جهانگردی باید با احتیاط رفتار نمود تا آداب و فرهنگ و رسوم بومی آسیب نبیند[۱۱].

 

راهبردهای توسعه صنعت گردشگری

راهبردهای توسعه گردشگری مبنای توسعه و مدیریت این صنعت و عنصری اساسی از برنامه ریزی ملی و منطقه ای صنعت گردشگری محسوب می شود. برخی از موضوعات اساسی که در تدوین راهبردها باید به آنها توجه نمود به قرار زیر است:

  • تعیین سیاست ها و اهداف توسعه به عنوان نهاده های اولیه برای تدوین استراتژی.
  • تعیین نوع، موقعیت و ویژگی های عمده جاذبه های گردشگری در هر کشور یا منطقه.
  • تعیین نوع و موقعیت محلهای اقامت موجود و محلهای اقامت پیش بینی شده و سایر تسهیلات گردشگری.
  • بررسی وضعیت و امکانات حمل و نقل و سایر تأسیسات زیربنایی نظیر شبکه های آب، برق، تلفن، بهداشت و … در حال و آینده.
  • تجزیه و ترکیب کلی منطقه از نظر محیطی، اجتماعی، اقتصادی.

با توجه به مطالب فوق به چند راهبرد توسعه گردشگری که در مناطق مختلف جهان مورد استفاده قرار گرفته است اشاره می شود: یکی از انواع راهبردهای توسعه، “ایجاد تفریحگاه (استراحتگاه) برای جهانگردان ” است. یک تفریحگاه معمولا دامنه وسیعی از خدمات و امکانات گردشگری از جمله امکانات تفریحی و استراحتی را ارائه می کند، کشورهای مختلفی از این نوع راهبرد استفاده نموده اند که از مهم ترین آن ها می توان از راهبرد توسعه تفریحگاه مکزیک نام برد. از دیگر راهبردهای گردشگری می توان به راهبرد توسعه گردشگری شهری اشاره کرد، شهرها غالبا گستره وسیعی از جاذبه های تاریخی، فرهنگی، بازار، رستوران ها، هتل ها و پارک های شهری را شامل می شوند. بسیاری از جاذبه ها و تسهیلات رفاهی شهری اساسا برای خدمت به شهروندان توسعه یافته اند، از طرفی شهرها ممکن است دروازه ورود و خروج گردشگران به کشور یا منطقه باشند و به عنوان پایگاهی برای گردشگرانی که به نواحی اطراف شهرها مسافرت می کنند، به حساب آیند . این نوع راهبرد باید به دقت برنامه ریزی شود و احداث هتل ها و سایر تسهیلات گردشگری و جاذبه ها، باید به دقت عمل شود. امروزه احداث یا عمران مجدد برخی از نواحی شهری که در جهت استفاده جهانگردان و اوقات فراغت ساکنان آن ناحیه ها قرار می گیرد، امری متداول است[۱۲].

مدیریت توسعه صنعت گردشگری

در سالیان اخیر بدلیل اهمیت گردشگری از آن بعنوان یک صنعت نامبرده می شود و این صنعت به اندازه ای درآمدزا و پرسود می باشد که بسیاری از کشورها به اندازه درآمد نفتی کشورمان ایران از این صنعت کم هزینه و پرسود درآمدزائی کرده اند. صنعت گردشگری و یا اصطلاحاً صنعت توریسم، سومین صنعت مولد شغل و سرمایه بعد از صنعت نفت و خودرسازی می باشد. به همین دلیل در دهه های اخیر بسیاری از دولت ها، مسئولین اقتصادی و صاحب نظران با حساسیت بیشتری به گسترش این صنعت روی آورده اند و در تلاش هستند سهم بیشتری از بازار جهانی این صنعت را برای جوامع خود به ارمغان ببرند. گردشگری در چند دهه اخیر به یکی از مهم ترین بخش های فعالیت اقتصادی کشورها تبدیل شده است. بر اساس پیش بینی سازمان جهانی جهانگردی UNWTO تا سال ۲۰۲۰ درآمد حاصل از گردشگری بین الملل به ۶/۱ میلیارد دلار برسد. این صنعت بعنوان یک سیستم جهانی بخش قابل توجهی از تولید ناخالص جهان را به خود اختصاص داده است.  دست یابی به توسعه گردشگری به عواملی نظیر ساختار مناسب سازمانی، برنامه ریزی و آموزش نیروی انسانی، قوانین و مقررات گردشگری و جذب سرمایه وابسته است. برای ایجاد توسعه پایدار و مناسب صنعت گردشگری وجود یک مدیریت توانا و منسجم و هماهنگی بین بخش دولتی و بخش خصوصی بسیار حائز اهمیت می باشد. دولت معمولا چندین مسئولیت برعهده دارد از جمله: هماهنگی سیاست ها، برنامه ریزی، تهیه آمار و انجام پژوهش، تعیین استانداردها و مقررات صنعت گردشگری، ایجاد انگیزه سرمایه گذاری، انجام برخی خدمات بازاریابی، برنامه ریزی و آموزش نیروی انسانی برای گردشگری، ساخت و گسترش تأسیسات زیربنایی . بخش خصوصی نیز مسئول توسعه تجاری و احداث و اداره محل اقامت گردشگران و ارائه تسهیلات و دیگر خدمات گردشگری و بازاریابی برای این اماکن و تسهیلات است[۱۳].

 

صنعت گردشگری؛ آگاهی از قابلیت ها و تنگناها

می توان نتیجه گرفت که گردشگری صنعتی است که دارای مزایای فراوان و  گوناگون بوده و توسعه آن نیازمند شناخت و آگاهی کافی از مسائل و عوامل مؤثر بازرگانی، اجتماعی  فرهنگی در هر منطقه می باشد؛ برخی موارد عبارتند از:

  • برای خروج از اقتصاد تک محصولی متکی به نفت و با توجه به اثرات اقتصادی گردشگری در کسب منابع ارزی و ارتقاء سطح درآمد مناطق مقصد، توسعه پایدار این صنعت در کشور مناطق مختلف به عنوان یک ضرورت غیرقابل انکار مطرح می شود.
  • توسعه این صنعت نیازمند یک برنامه و استراتژی جامع و هدف مند بوده که هدف، ابعاد و عوامل مؤثر بر توسعه این صنعت را در هر منطقه در نظرگرفته و توسط یک مدیریت منسجم و منعطف به مرحله اجرا درآید.

با توجه به تأثیراتی که گردشگری بر بخش های مختلف دارد، ممکن است بر سر راه توسعه آن در هر منطقه موانع گوناگونی مانند آن چه در این بخش مطرح شد وجود داشته باشد، لذا شناسایی این موانع و چگونگی ارتباط آن ها با گردشگری حائز اهمیت فوق العاده ای است[۱۴].

 

موانع توسعه صنعت گردشگری از دیدگاه پایدار

هر چند با توجه به شرایط هر کشور یا منطقه، موانع توسعه صنعت گردشگری متفاوت است، اما بطور کلی موانع عمده در اجرای برنامه های توسعه گردشگری عبارت است از:

الف)موانع سازمانی و ساختاری: نبود یک سازمان یا وزارت خانه مشخص به عنوان متولی صنعت که در نتیجه وجود سازمان های موازی، باعث ناهماهنگی و تداخل وظایف فراوان می گردد. از طرفی وجود چند سازمان مختلف و عدم تدوین و اجرای یک برنامه جامع و یکپارچه برای توسعه گردشگری، این صنعت را با مشکلات عدیده ای روبرو می سازد.

ب)موانع فرهنگی – اجتماعی: تفاو ت های فرهنگی بین مناطق گردشگری و آگاهی کم میزبانان نسبت به نیازها و خواسته های گردشگران و از طرف دیگر عدم آگاهی گردشگران از فرهنگ میزبانان، ضمن بروز مشکلات عدیده، مانع عمده ای در گسترش صنعت گردشگری است[۱۵]. اغلب در نقاط و مکان های مختلف ساکنان یک محل یا افراد یک جامعه به علت نا آگاهی یا دیدن برخی اعمال از جهانگردان و هم چنین تفاوت فرهنگی بین میزبانان و گردشگران از این صنعت برداشت ناخوشایند و منفی دارند، و یا کارکردن در بعضی از مشاغل مربوط به گردشگری از طرف افراد بومی مشاغل سطح پائین تلقی شده و ساکنان بومی حاضر به کار کردن در این مشاغل نیستند.

ج)موانع موجود در بازار: عوامل بازار مانند: سطح درآمد، هزینه سوخت، امنیت شغلی، عوامل فصلی و انگیزه های مسافرت، ارتباط مستقیم با گسترش صنعت گردشگری دارد. بیشتر عوامل بازار از کنترل محل یا مقصد گردشگران خارج است، و توانایی این محل ها در جذب گردشگر در بلند مدت، نیاز به برنامه ریزی و انعطاف پذیری دارد. بنابراین برای تدوین یک استراتژی باید تحقیقات جامعی از وضع بازار صورت گیرد[۱۶].

د )موانع آموزشی و کمبود نیروی انسانی متخصص: متأسفانه به علت جوان بودن این صنعت در اغلب کشورهای در حال توسعه نیروی انسانی متخصص مورد نیاز کم است و حتی مراکز آموزشی برای تربیت نیروی انسانی مورد نیاز هم وجود نداشته و یا بسیار محدود است.

ه)موانع زیربنایی: کمبود و نامطلوب بودن وسایل حمل و نقل مسافری، جاده های بین شهری، مراکز خرید، تأسیسات اقامتی، شبکه های آب، برق , مخابرات، فاضلاب و بهداشت در مناطق گردشگری یکی از موانع عمده توسعه به حساب می آید. بنابراین توسعه صنعت گردشگری نیازمند یک مدیریت منسجم و کارآمد بوده که موانع و مشکلات را شناسایی کرده و توانایی اجرای استراتژی های تدوین شده را داشته باشد[۱۷].

 

رویکرد رو به رشد صنعت توریسم

گردشگری سریع ترین صنعت در حال رشد است، که مزایای زیادی برای جامعه منطقه ای و جهانی دارد. این صنعت سالانه بیش از چهار هزار (۴۰۰۰) میلیارد دلار در فعالیت های اقتصادی سراسر جهان سهیم است و فرصت های شغلی گسترده ای به موجب آن برای یک پنجم نیروی کار جهان ایجاد شده است. (فیسه و همکاران ، ۲۰۰۷) تمام کشورهای دنیا درپی کشف روش های جدیدی به منظور ایجاد مشاغل و کسب منافع جدید از منابعی بجز فروش منابع طبیعی از جمله نفت، گاز و غیره هستند. کشورها جویای حصول راه هایی برای پوشش نیازهای اقتصادی خود هستند و یکی از راه ها صنعت گردشگری است. ۶۰ درصد از جمعیت ایران را افراد زیر ۲۵ سال تشکیل می دهد، که نیازمند اشتغال می باشند، صنعت گردشگری با توجه به اینکه میزان نیروی انسانی فراوانی می طلبد بستر اشتغال ایده آلی برای این منظور خواهد بود (WTO, 2006). اما با اینحال آموزش، مؤلفه مهمی در جهت آمادگی برای پذیرش مهمانان بین المللی است. ایران دارای جاذبه های بالقوه ای برای جذب گردشگر و توریست است اما با در نظر گرفتن این نکته که گردشگری در ایران صنعت نوپایی محسوب می شود مشکلاتی گریبانگیر توسعه این صنعت در ایران است. آنچنانکه می دانیم ایران دارای جاذبه های تاریخی و فرهنگی بسیاری است که از منظر گردشگری و توریست های این کشور به دور مانده است اما در مقابل کشور ترکیه با داشتن منابع مشاب، سالانه میلیون ها جهانگرد را به خود جذب می کند. بنابراین محقق در پژوهش حاظر بر این تلاش است تا عوامل موفقیت صنعت گردشگری در ترکیه و دبی (امارات متحده عربی) دریافته و در مقایسه با ایران به وجوه نظری و عملی توسعه این صنعت دست یابد[۱۸].

موقعیت ایران در صنعت گردشگری

بر اساس گزارش سازمان جهانی توریسم، ایران رتبه ۱۰ جاذبه های باستانی، فرهنگی و تاریخی و رتبه پنجم جاذبه های طبیعی را داراست؛ در حالی که سهم ایران با وجود رتبه ممتازش در جاذبه های جهانگردی از درآمد گردشگری جهان حتی به یک درصد هم نمی رسد. کشور پهناور ایران با ویژگی های طبیعی و اقلیمی خاص و هم چنین آثار تاریخی و هنری برای علاقه مندان به گردشگری مقصد بسیار مستعدی می باشد و هم چنین در سطح بین المللی هم به دلایل ویژگی های جغرافیائی و قرار گرفتن در راه شرق آسیا و اروپا (جاده ابریشم) مورد توجه می باشد. کشور ایران در گروه کشورهای برتر جهان از نظر قابلیت های طبیعی و تاریخی است. تنوع زیستی و وجود چهار فصل کامل و جاذبه های طبیعی بی همتا در کنار فرهنگ اصیل ایرانی بیانگر قابلیت بالای توسعه گردشگری در ایران است.  این ویژگی ها فرصت بی نظیری را در اختیار ایران قرار داده است تا با توسعه صنعت گردشگری کشورمان، از دیدگاه فرهنگی ایران را به عنوان یکی از گهواره های تمدن در سطح بین الملل معرفی نماییم.

در ده سال گذشته تا به امروز بسیاری از کشورهای اطراف ایران با هدف جذب گردشگر بیشتر با تمام توان پا به میدان این صنعت گذاشته اند و بر درآمدهای ملی خود افزوده اند و از مزایای گردشگری و سرمایه گذاری در این زمینه سود هنگفتی را برای کشورشان بوجود آورده اند ولی متاسفانه کشورما ایران با وجود بسیاری از ویژگی های لازم برای صنعت گردشگری نتوانسته است در این میدان سهم واقعی خود را بدست آورد و از رقیبان تازه به دوران رسیده خود بسیار فاصله دارد. با توجه به اینکه مدیران و مسئولین دولتی با وجود وضع قوانین حمایتی برای این صنعت، نتوانسته اند به اهداف اصلی خود برسند، نیاز به بازنگری و تغییراتی در ساختار فرهنگی پایدار این صنعت در کشورمان بخصوص منطقه مورد مطالعه تحقیق حاضر، شهرستان مرودشت، ضروری احساس می شود.

موانع رشد صنعت گردشگری در ایران

با وجود آنکه ایران یکی از کشورهای مستعد در زمینه گردشگری محسوب می شود اما به دلایل بسیاری رشد این بخش در کشورمان در مقایسه با سایر کشورهای منطقه مطلوب و قابل توجه نبوده است. کارشناسان و صاحب نظران دلایل فراوانی را بعنوان موانع بر سر راه رشد این صنعت بیان نموده اند که مختصراً به هر یک از آن پرداخته می شود:

ـ ضعف مدیریت کلان در صنعت توریسم

مدیریت کلان در بحث صنعت گردشگری از مهم ترین مولفه های موفقیت در این صنعت نو ظهور می باشد. با توجه به اینکه مدیریت کوتاه مدت و سطحی نگر در صنعت گردشگری جوابگو نخواهد بود و این صنعت را به مرحله سود دهی نخواهند رساند لذا مدیریت دولتی و دیگاه های سیستم های دولتی پاسخگوی نیازهای این صنعت نخواهند بود. در صنعت گردشگری ایجاد زیرساخت های لازم به همراه برنامه ریزه ای کوتاه مدت و بلند مدت می تواند این صنعت را به شکوفائی برساند، لذا مدیریت دولت به دلیل کوتاه بودن عمر مسئولیت شان و تغییرات مدیریتی در تمام سطوح سازمانی، اجرای برنامه ریزهای بلند مدت امکان پذیر نمی باشد و هم چنین تغییرات پی در پی مدیران، اجرای برنامه های کوتاه مدت را هم مختل می کند، و از همه مهم تر نبود احساس رقابت در میان مدیران دولتی باعث می شود تا صنعت گردشگری توسعه نیابد و علاوه بر آثار اقتصادی منفی باعث تخریب آثار تاریخی، هنری و محیط زیست و طبیعت هم گردد. در کشور، صنعت گردشگری بصورت دولتی و نهادی اداره می شود. تصمیم گیری ها و اجرای تصمیمات همه توسط دولت صورت می گیرد، بیشتر هتل ها توسط بخش دولتی اداره می شوند، شرکت های هواپیمائی همه به نوعی وابسته به دولت هستند. لذا برای پویائی و افزایش مزیت نسبی و ایجاد رقابت، باید بخش های خدماتی از قبیل هتل ها، شرکت های حمل ونقل و فرودگاه ها به بخش خصوصی واگذار شود تا در محیط رقابت به ارائه خدمات بهتر روی آورند تا شاهد رشد و پویائی در این صنعت باشیم و از آثار مثبت آن بهره مند گردیم.

ـ عدم توجه به توسعه منابع انسانی در صنعت توریسم

یکی دیگر از مشکلات این صنعت عدم توسعه منابع انسانی می باشد. بیشتر نیروهای بکار گرفته شده در صنعت جهانگردی عموماً از لحاظ علمی غیر مرتبط با صنعت گردشگری می باشند و در این صنعت بدون توجه به ویژگی های این صنعت و فقط با دید تجاری و درآمد زائی وارد میدان عمل شده اند. که این خود باعث افزایش هزینه ها و آثار منفی و عدم توسعه گردشگری در کشورمان شده است. با تاسیس مدارس فنی و حرفه ای و دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی مرتبط با صنعت گردشگری باید به تربیت نیروهای متخصص و کارآمد بپردازیم و نیروهای موجود را با برگزاری دورهای کوتاه مدت علمی و آموزشی با تکنولوژی و علم روز در صنعت گردشگری آشنا سازیم و با برگزاری سمینارهای تخصصی برای مدیران از تجربیات سایر کشورها بهره ببریم.

ـ ضعف در اطلاع رسانی و تبلیغات در زمینه جذب گردشگر

یکی دیگر از مهم ترین عوامل جذب گردشگر از سایر کشورها اطلاع رسانی و تبلیغات در خصوص کشور ایران و امکانات و جاذبه های گردشگری آن می باشد که متاسفانه سازمان ها و نهادهای درگیر با صنعت گردشگری که متوالیان اصلی این صنعت می باشند در این خصوص فعالیتی ندارند و یا بسیار ضعیف عمل کرده اند. لذا گردشگران خارجی بدلیل عدم آشنائی با کشورمان، نام ایران را بعنوان یکی از مقاصد گردشگری در لیست خود قرار نمی دهند در صورتی که کشورهای نو ظهوری همچون کشور امارات متحده عربی با تبلیغات گسترده اقدام به جذب گردشگران خارجی می نماید و سالانه درآمد کلانی از این صنعت دارد. لذا باید با تهیه برنامه های تلویزیونی و فیلمهای مستند در خصوص جاذبه های گردشگری ایران و پخش آنها از شبکه های تلویزیونی بین المللی زمینه های آشنائی با ایران را برای گردشگران خارجی فراهم کرد.

ـ سایر  موانع رشد صنعت گردشگری در ایران

 با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) در کشورمان ایران و کوتاه شدن دست استعمارگران غربی از منافع ملی، بسیاری از کشورهای غربی با ایجاد جنگ روانی و تبلیغات منفی توسط رسانه های بین المللی و نشان دادن چهره منفی از کشورمان باعث تغییر مسیر بسیاری از گردشگران شدند و بعد از آن با آغاز جنگ تحمیلی و نا امن نشان دادن ایران به مردم جهان باعث کاهش جذب گردشگران خارجی به مقصد ایران شدیم. این دو عامل هم خود نقش مهمی را در عدم رشد صنعت گردشگری در ایران داشتند ولی با مدیریت خاص، می توانستیم آثار این عوامل را کم رنگ و حتی خنثی کنیم[۱۹].

نقش مجزای بخش های دولتی و خصوصی در توسعه صنعت گردشگری

در صنعت گردشگری بخش دولتی و خصوصی مکمل همدیگر هستند و نبود یکی از آن ها باعث نا کارآمدی وجود دیگری می شود، لذا باید بخش دولتی و بخش خصوصی هر یک در جایگاه خود قرار بگیرند تا شاهد رشد و شکوفائی این صنعت باشیم.

– بخش دولتی با ایجاد زیرساخت ها می تواند نقش اساسی را در توسعه این صنعت داشته باشد. یکی از مهم ترین وظایف بخش دولتی، مدیریت کلان و تعیین سیاست های کلی در این صنعت باشد. با مطالعه بر پتانسیل های موجود در ایران، نقشه و طرح جامع گردشگری را برای کشور تدوین کنند و با تخصیص بودجه زیر ساخت های لازم برای سرمایه گذاری بخش خصوصی را مهیا  کنند. با گسترش جاده ها، تجهیز فرودگاه ها و ترمیم و اصلاح سیستم های حمل و نقل زمینه های امنیت و آرامش خاطر گردشگران را ایجاد کنند. با وضع قوانین و مقررات بستر سازی جهت ایجاد امنیت روانی و اجتماعی برای گردشگران و جهانگردان که فاکتور مکمل و بسیار مهمی در راستای توسعه صنعت گردشگری است صورت گیرد. به توسعه منابع انسانی و ایجاد مراکز آموزشی تخصصی بپردازند. با تدوین قوانین حمایتی از سرمایه گذاری در این صنعت راه را برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی هموار سازند. با تبلیغات و اطلاع رسانی، زمینه های لازم را برای سفر گردشگران به ایران ایجاد کنند. می توان به این نتیجه رسید مدیریت کلان و متخصص در صنعت گردشگری حرف اول را می زند. برنامه ریزی بلند مدت و کوتاه مدت به همراه استراتژیک می تواند زمینه های لازم جهت توسعه و گسترش این صنعت را در پیش داشته باشد.

– بخش خصوصی با احساس امنیت اقدام به سرمایه گذاری می کند، بخش خصوصی با در نظر گرفتن طرح جامع گردشگری که توسط مدیریت کلان تدوین شده است باید طراح های خود را به اجرا بگذارد، ساخت هتل ها و تاسیسات گردشگری و ایجاد دفاتر خدمات مسافرتی و ارائه تورهای ایرانگردی و ارائه اطلاعات به گردشگران جهت سفر به شهرهای مختلف ایران دامنه توسعه صنعت گردشگری و گردشگری را گسترش می دهند و منجر به پویای گردشگری در کشور خواهند شد.

– تامل بخش خصوصی و دولتی هم جایگاه خاص خود را دارد. پس از ارائه طرح جامع گردشگری و سیاست های کلی برای این صنعت از سوی مدیریت کلان دولتی و آغاز به فعالیت بخش خصوصی، نیاز به تامل این دو بخش بیشتر احساس می شود زیرا زمینه های لازم برای جذب گردشگر مهیا شده حال باید بخش دولتی با برنامه ریزی های کوتاه مدت مانند برگزاری نمایشگاه های ایران شناسی و ایرانگردی در سایر کشورها اقدام نماید و امکان بازاریابی را برای شرکت های خصوصی میسر سازد تا با معرفی خدمتشان به گردشگران بتوانند زمینه های جذب حداکثری را امکان پذیر نمایند. از دیگر اقدمات این دو بخش می توان به تولید برنامه های رادیوئی و تلویزیونی، تهیه فیلم های سینمائی و مستند از جاذبه های گردشگری و ایرانگردی به زبان های پر مخاطب و پخش آن ها در شبکه های بین المللی اشاره کرد. هم چنین می توان به تهیه و چاپ راهنماهای گردشگری به زبان های مختلف و توزیع آن ها از طریق سفارت خانه های ایران در کشورهای دیگر نیز اشاره نمود.

در صنعت گردشگری بخش دولتی و خصوصی به همراه هم می توانند به نتایج مطلوب برسند و هر یک به تنهائی فقط قسمتی از چرخ های این صنعت را بگردش در می آورند و در صورت نادیده گرفتن هر یک از این دو بخش قطعاً به بازده مثبت و شکوفائی در این صنعت نخواهیم رسید و حتی بهره برداری ناپایدار از عرصه های طبیعی می تواند موجبات نابودی منابع طبیعی را بهمراه داشته باشد و هزینه های جبران ناپذیری را به کشور تحمیل نماید[۲۰].

فرصت های پنهان جذب گردشگری

در کشور ما ایران فرصت های گردشگری فراوانی وجود دارد که تاکنون به آن ها پرداخته نشده است. مدیریت کلان در صنعت گردشگری باید فرصت ها را در کشور شناسائی کرده و آن ها را در طرح جامع گردشگری کشور بگنجاند و زمینه سرمایه گذاری را در آن ها مهیا کند. گردشگری اسلامی و جاذبه های فرهنگی می تواند بعنوان یکی از فرصت های مناسب برای کشور باشد. از دیگر فرصت ها در این صنعت می توان به گردشگر سلامت اشاره کرد که باعث می شود تا سالانه بدون توجه به زمان خاص موجب سفرافراد برای دریافت خدمات پزشکی را مهیا کند. از دیگر فرصت های که به آن ها تاکنون توجه نشده وجود صحراها و کویرهای فلات ایران می باشد، سرمایه گذاری در این مناطق، اشتغال زائی را به همراه خواهد داشت و این امر از مهاجرت ساکنین این مناطق به شهرها جلوگیری می کند.

دستیابی کشور به موقعیت مطلوب در زمینه گردشگری در عرصه بین المللی بر اساس چشم انداز ۲۰ ساله و قانون برنامه توسعه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دولت جمهوری اسلامی ایران تدوین گردیده. با توجه به چشم انداز ۲۰ ساله محقق شدن این اهداف در صنعت گردشگری قطعاً بر رسیدن به اهداف سایر قوانین برنامه توسعه تاثیر گذار خواهد بود. ورود گردشگر به کشور بیش از در آمدهای نفتی برای ما درآمد و منفعت خواهد داشت، توسعه صنعت گردشگری موجب شکوفائی اقتصادی و کاهش بیکاری و اشتغال زائی خواهد شد و در مجموع توسعه پایدار در صنعت گردشگری اثراتش را در تمام بخش های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بسرعت نشان خواهد داد. بر اساس تصمیمات گرفته شده در اجلاس مجمع جهانی unwto (سازمان جهانی جهانگردی) کشورمان به عنوان یکی از هشت عضو کمیته برنامه ریزی unwto انتخاب و صاحب کرسیه ویژه شد و هم چنین ایران به همراه هندوستان به عنوان اعضای آسیایی شورای اجرایی unwto انتخاب شدند. حال می توان ابراز امیدواری کرد کشورمان از این پس نقش تعیین کننده تری در مجموعه سیاست های کلان جهانگردی در سطح بین المللی ایفا کند. مدیریت کلان متخصص و مسلط به علم روز در زمینه صنعت گردشگری می تواند باعث رشد و شکوفائی این صنعت شود و مدیریت ضعیف می تواند زیان اقتصادی در بر داشته باشد. لذا اگر بخواهیم در یک جمله این بحث را کامل کنیم باید بگوئیم مدیریت کلان متخصص در این صنعت حرف اول را میزند ولی در امور اجرائی، خدماتی و سرمایه گذاری فقط باید بعنوان قانون گذار، ناظر و حامی بخش خصوصی باشد و انجام امور خدمات رسانی را به بخش خصوصی واگذار نماید، در این صورت شاهد صنعت گردشگری پویا، پایدار و درآمدزا خواهیم بود.

اهمیت گردشگری

به طور کلی صنعت گردشگری از دو جهت دارای اهمیت است:

  • موجب آشنایی مردم را با دیگر فرهنگ ها، نژادها، اقوام، سرزمین ها و گویش ها و … فراهم می نماید.
  • از نظر اقتصادی یکی از منابع درآمد و ارز محسوب می شود که امروزه جنبه اقتصادی این صنعت بیشتر مورد توجه می باشد.

کشورهای مختلف جهان در سایه برخورداری از امکانات گوناگون جاذبه های متنوع در صدد جلب جهانگردان از سایر نقاط جهان هستند. در حالی که در برخی از کشورهای دنیا مثل مصر و اسپانیا به علت وجود اماکن و آثار باستانی و تاریخی مورد توجه جهانگردان هستند، عوامل دیگر هم چون دریاچه ها و رودخانه ها، کوه ها، جنگل ها و آبشارها باعث جذب گردشگری می شوند[۲۱].

اقتصاد و صنعت توریسم

در سیستم اقتصادی جهانی امروز ، بین دولت و سیستم اقتصادی رابطه ای مستقیم و حیاتی وجود دارد و به ندرت امکان دارد که کشوری بدون ورود به سیستم جهانی بتواند مسیر رشد و توسعه گام بردارد. این مشارکت یا همکاری با سیستم شامل مسایلی چون مالکیت خارجی و روابط سیاسی می شود. بنابراین توسعه تا حدود زیادی در گرو اقدامات سیاسی و دولتی است. به طور مثال صنعت گردشگری هر کشور احتمالاً برای بقای خود به وضع قوانین نیاز دارد. به ویژه برای منطقه یا حوزه ای که به ساختارهای زیر بنایی نیاز دارد این کار از اهمیت زیادی برخوردار است. برای مثال اصولاً سرمایه گذاری خارجی تمایل به تأمین مالی برای ساخت یک محل تفریح نشان نمی دهند، مگر این که دولت از طریق تأمین مالی برای ساختن جاده ها، راه های اصلی یا راه های آبی گام های نخستین را بردارد، در گرفتن مالیات تخفیف بدهد و تا زمانی که طرح به سودآوری نرسیده است از گرفتن مالیات برخی اقلام چشم پوشی کند و بدین گونه سرمایه گذاران را جهت سرمایه گذاری در امر صنعت گردشگری تشویق کند. قوانین و مقررات یکی از زمینه های مهمی است که باعث می شود دولت در سیستم یک کشور دخالت کند.

صنعت گردشگری و توسعه اقتصادی

رابطه بین گردشگری جهانی و منطقه ای و چگونگی تعامل فرهنگی ، زیست محیطی و اقتصادی برای توسعه اجتناب ناپذیراست. سازمان ها از طریق ایجاد اقتصاد معیار ، هزینه ها را کاهش می دهند ، تمایل گردشگران خود را برای سفر ارزان و کارآمد تامین می نمایند. با این حال افزایش تعداد بازدید کننده ها و افزایش گردشگری جهانی منجر به تغییر ساختار صنایع منطقه ای می شود که مشخصه آن مالکیت اندک نخبگان و یا خارجی ها می باشد. هزینه های بالا همراه با رشد عظیم گردشگری جوامعی را پدید می آورد که با چشم انداز کم یا بسیار اندک کنترل منطقه به آن وابسته می شوند و تنها قدرت محدودی را برای رسیدن به توسعه منطقه خود خواهند داشت. در نتیجه، مردم منطقه در نهایت با سودی کم یا ناچیزی از گردشگری انبوه خواهند برد. نظریه وابستگی به دلیل  محدود بودن به فعالیت های در سطح جهانی و نادیده گرفتن آن چه در داخل کشور در جریان است که ممکن است به اندازه مسائل موثر برون مرزی مهم باشد.

ارتباط بین گردشگری و توسعه اقتصادی

گردشگری از اهمیت زیادی در رشد اقتصادی هر کشور برخوردار است، و برعکس رشد اقتصادی سبب آغاز رشد فعالیت های گردشگری در هر اقتصاد است. اهمیت توسعه اقتصادی در صنعت گردشگری به طور گسترده ای پذیرفته شده است (پیرس،۱۹۹۵). گردشگری به عنوان ابزار اصلی توسعه منطقه ای در نظر گرفته شده است چرا که محرک فعالیت های اقتصادی جدید است؛ گردشگری تاثیر مثبت اقتصادی بر اشتغال، درآمد ارزی، تولید و درآمد ناخالص دارد. با این حال فعالیت های گردشگری کنترل نشده و ناخواسته می تواند منجر به تاثیر منفی بر جامعه شود. گردشگری به عنوان یکی از سریع ترین صنایع درحال رشد در سراسر جهان طبقه بندی شده است؛ که منافع گسترده اقتصادی برای هر دو طرف، توریست کشور و هم چنین کشور ملاقات کننده دارد. در کشورهای کمتر توسعه یافته، فعالیت های گردشگری به عنوان منابع افزایش دهنده رشد اقتصادی مورد توجه قرار می گیرد. وقتی جهانگردان در سطح بین المللی سفر می کنند، ظاهرا کشور میزبان ارز خارجی را بدست می آورد، از این رو بارش درآمد به داخل کشور ایجاد درآمد دولتی، برگشت معاملات تجاری ، درآمد خانوار و اشتغال می کند. گردشگری داخلی اثرات مشابه را در کشور میزبان خواهد داشت در حالی که گردشگری بین المللی باعث جریان یافتن ارز خارجی به داخل می شود از سوی دیگر گردشگری داخلی توزیع مجدد ارز محلی در داخل مرز کشور را به دنبال دارد. گردشگری مزایای اقتصادی بسیاری به همراه دارد، که شامل کاهش فقر و دست یابی به استانداردهای بالای زندگی است. علاوه براین درآمدهای حاصل از صنعت گردشگری در سایر خدمات عمومی مانند هتل ها ،مدرسه ، بیمارستان ها ، مراکز تفریحی و زیرساخت ها استفاده می شود. یک زیر ساخت خوب و قابل اطمینان فعالیت های گردشگری را پردرآمدتر و کار را تسهیل می کند[۲۲].

جذب توریسم

انسان گرایش درونی برای مسافرت و دیدن سایر ملل و اقوام دارد و این مسئله از نظر گردشگری بسار حائز اهمیت است. کارشناسان مطالعات خود را در رابطه با این گرایش و میل معطوف کرده اند توجه مناسب به اجرای قوانین، اطلاع رسانی به مردم، هماهنگی سازمان ها و تبلیغات صحیح و امنیت جهانگردان از عواملی است که در زمینه رونق بخشیدن به این صنعت اهمیت زیادی دارد. یکی از راه های حرکت از اقتصاد متکی به نفت به اقتصاد غیر نفتی، تغییر ساختار اقتصادی کشور است و نگرش یکپارچه در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و مدیریتی برای رسیدن به این تغییر مؤثر است. در این میان اطلاع رسانی به موقع علمی از راه استفاده از تجربیات دیگر مردم جهان و با شکستن حصار اطلاعات علمی، فرهنگ تنوع بخشیدن به اقتصاد را توسعه داد.  براساس مطالعات توصیفی و نتایج آزمون های مختلف عواملی که در این صنعت نقش و تأثیر بسزایی دارند عبارتند از:

۱)ایجاد امنیت باعث رشد و توسعه گردشگری می شود تلاش در جهت ایجاد امنیت داخلی و خارجی برای جلوگیری از حرکات تروریستی و ربودن جهانگردان، موجب افزایش جهانگرد به کشور و رونق و توسعه جهانگردی ، افزایش درآمد و ایجاد ثبات می گردد.

۲)اطلاع رسانی به مردم و تبلیغات صحیح به منظور آشنا نمودن آنان با صنعت گردشگری در توسعه این صنعت مؤثر است براساس تجزیه و تحلیل صورت گرفته، بالا بردن سطح آگاهی مردم از طریق تبلیغات و اطلاع رسانی صحیح، مهم ترین عامل رشد و توسعه صنعت گردشگری می باشد. اطلاع رسانی و تبلیغات صحیح از طریق صدا و سیما و مطبوعات به جهت نقش آن ها در شناسایی مناطق و مراکز توریستی استان و معرفی این مراکز به مردم،  در بالا بردن سطح آگاهی های مردم مؤثر است.

۳)هماهنگی سازمان های مرتبط به امر گردشگری مؤثر است وجود مراکز مختلف تصمیم گیری در صنعت گردشگری باعث می شود که نتوان تصمیم گیری منسجمی برای صنعت گردشگری اعمال کرد. از آن جایی که همه ارگان های دولتی کشور در جهت رشد این صنعت دخیل می باشند بناراین ضروری است هماهنگی لازم بین آن ها بیشتر و بهتر باشد.

۴)گسترش حمل و نقل تأثیر مثبتی روی توسعه و رشد صنعت گردشگری می گذارد گسترش حمل و نقل برای گردش به استان ها و شهرهای مختلف کشور بسیار حائز اهمیت است[۲۳].

 

رویکرد گردشگری و بررسی نقش ها

گردشگری عبارت است از گذران اختیاری مدتی از اوقات فراغت خویش در مکانی غیر از محل سکونت دائمی به قصد التذاذهای گردشگری[۲۴].  بعضی دیگر نیز گردشگری را به عنوان اقدام به مسافرت با هدف تفریح و ارائه، خدمات برای این عمل تعریف کرده اند. تعریف جامع تری نیز به وسیله سازمان جهانی گردشگری[۱]  از گردشگری ارائه شده است: گردشگری یک صنعت خدماتی است که شامل تعدادی از ترکیبات مادی[۲] و غیر مادی[۳] می باشد. عناصر مادی شامل سیستم های حمل و نقل (هوایی، راه آهن، جاده ای، آبی و امروزه فضایی)، پذیرایی (مسکن، غذا، تورها) وخدمات مربوط به آن نظیر خدمات بانکی، بیمه و خدمات بهداشتی و ایمنی می شود. عناصر غیرمادی شامل استراحت، آرامش، فرهنگ، فرار، ماجراجویی، و تجربیات جدید و متفاوت می باشد.[۲۵] گردشگری به دلیل ماهیت پیچیده خود می تواند تأثیرات مفید یا مخربی در بر داشته باشد. در این جا به برخی نقش ها و کارکردهای گردشگری اشاره می شود:

الف) نقش اقتصادی توریسم

ایجاد اشتغال، کسب درآمد ارزی برای کشور میزبان و بهبود تراز پرداخت ها، افزایش درآمدهای مالیاتی از محل فعالیت های اقتصادی مرتبط با توریسم، ایجاد تعادل منطقه ای، تعدیل ثروت، دگرگون ساختن فعالیت های اقتصادی و سوق دادن درآمد از مناطق شهری به روستاها و بالاخره جلوگیری از برون کوچی روستاییان[۲۶].

ب) نقش اجتماعی و فرهنگی توریسم

گردشگری فرهنگی از انواع بسیار مهم گردشگری در جهان امروز به شمار می رود و می تواند نقش بسیار مهمی در کاهش فقر در مناطق محروم و دور افتاده که دارای منابع غنی فرهنگی و غیر مادی نظیر آداب و رسوم و فولکلور هستند، بازی کند.[۲۷]

افزایش درک متقابل، برانگیختن حس احترام و خوش نگری به جامعه و فرهنگ حاکم، توجه به هنرهای محلی (به ویژه  موسیقی، تئاتر و صنایع دستی) را می توان از جمله نقش های اجتماعی و فرهنگی گردشگری برشمرد[۲۸].  همچنین تغییر در ساختار اجتماعی و نیز تغییر در نقش های اجتماعی، ایجاد فرصت های جدید اجتماعی برای ساکنان، کاهش نابرابری های اجتماعی و کمک به حفظ میراث فرهنگی از دیگر نقش های مهم صنعت گردشگری در این زمینه به حساب می آید[۲۹].

ج) نقش زیست محیطی توریسم

کمک به حفظ نواحی طبیعی مهم و حیات وحش، کمک به اصلاح کیفیت محیطی نواحی (چرا که جهانگردان علاقه مند به بازدید از جاهای جذاب، تمیز و بدون آلودگی هستند)، توسعه و بهبود تشکیلات زیر بنایی، جاده سازی، لوله کشی آب، تدارک سیستم فاضلاب و … که موجب بهبود شرایط محیطی و کاهش انواع آلودگی ها می شود[۳۰] .

البته به هیچ عنوان نباید از پیامدهای منفی گردشگری غافل بود چون که هرگونه توسعه بدون برنامه در این صنعت می تواند عواقب منفی زیست محیطی و اجتماعی و حتی اقتصادی را در پی داشته باشد.

ارزیابی اثرات فرهنگی گردشگری

ارتباط میان صنعت گردشگری و جامعه میزبان و فرهنگ وی یک ارتباط دیالکتیک و دوسویه است. به عبارت دیگر، گردشگری و فرهنگ نباید به عنوان دو مفهوم مجزا و مستقل نگریسته شوند. چارلسن و جعفری[۴] دوسویه بودن این رابطه را در قالب دو واژه فرهنگی شدن صنعت گردشگری[۵] و توریستی شدن فرهنگ جامعه میزبان[۶] تعبیر کرده اند[۳۱].

اسوار بروک[۷] بر این اعتقاد است که میزان قدرت و انسجام و همگنی فرهنگ جامعه میزبان و پای بندی مخاطبان آن فرهنگ به حفظ شعائر و اصول فرهنگی می تواند از خود باختگی در برابر هجوم عناصر فرهنگ بیگانه جلوگیری نماید[۳۲].

میزان آمادگی جامعه میزبان برای پذیرش تحول، مقدار مالکیت افراد بومی و درگیر بودن آن ها در این قسم از فعالیت، تصویری که از طریق رسانه ها و تبلیغات از گردشگران و جامعه میزبان در اختیار است نیز از جمله عوامل مؤثر در طیف تغییرات فرهنگی و اجتماعی است.[۳۳]

نزدیکی فضایی میان مواجهه شوندگان و گردشگران نیز در ایجاد اثرات فرهنگی- اجتماعی مؤثر است. در مواردی رشد و گسترش صنعت گردشگری منجر به جدایی گزینی و کاهش اثرات اجتماعی – فرهنگی در کل جامعه میزبان می گردد[۳۴].

درصد جمعیت بومی که با صنعت گردشگری در ارتباط هستند، درصد جمعیت شاغل در فعالیت های گردشگری اعم از شاغلین مستقیم، غیرمستقیم و سببی[۸]، و ماهیت صنعت گردشگری نیز از جمله محورهای موردتوجه کوپر [۹]و دیگران است[۳۵].

گردشگری در مواردی منجر به تغییر فرهنگ جامعه میزبان، پاگرفتن اقشار جدید اجتماعی، نوگرایی ساختار خانواده، همگرایی اجتماعی و حفظ میراث فرهنگ ناحیه ای می شود.[۳۶]

گردشگری ضمن حفاظت از آثار باستانی، فرهنگی و تاریخی و اثرات مثبت اقتصادی تبعی آن، در حفاظت از فرهنگ جامعه میزبان و افزایش تقاضا برای اجرای نمایش ها، رسوم و سنن فرهنگی نیز نقش بسزایی دارد. بنابر اعتقاد کاظمی جهانگردی راهی است برای حفظ صیانت میراث همگانی و فرهنگ جهانی چرا که حساسیت جهانی را به حفظ آثار فرهنگی و تاریخی و حمایت از الگوهای رفتاری و آداب و سننی که به مرور رنگ باخته اند ارتقاء می بخشد و از این رهگذر در راستای پایداری قدم برمی دارد.[۳۷]

سعی در دست یابی جامعه میزبان به امکاناتی که تاکنون از آن بهره مند نبوده، بروز رفتارهای اصلاح گرایانه نظیر پذیرش سبک های مفید زندگی (الگوبرداری از سبک ساده زیستی ایرلندی ها توسط جامعه یونان ) از جمله این موارد است[۳۸].

گردشگری ابزاری در راستای پدید آوردن همدلی وتفاهم و شناخت بین الملل و تحقق صلح جهانی نیز محسوب می شود[۳۹].

در مواردی طیف تغییرات به گونه ای وسیع و شدید است که می تواند از طریق ایجاد تغییرات اساسی در ارزش های اجتماعی – اخلاقی به استحاله اخلاقی نیز بیانجامد[۴۰].

کولینز[۱۰] از واژه رانش و استحاله فرهنگی[۱۱] صحبت به میان آورده که مراد از آن فرایندی است که تغییرات در فرهنگ جامعه میزبان ابتدا موقتی است و سپس جنبه استعماری و مخرب پیدا می کند.[۴۱]

هم چنین دوگانگی اجتماعی بدان جهت که جوانان سعی در پذیرش عناصر فرهنگ بیگانه و تغییر در سنن نهادینه خود دارند و در نقطه مقابل سال مندان مصرانه بر حفظ و بقای آن ها پافشاری می کنند می تواند منجر به مهاجرت نسل جوان و جوان زدایی شود. چرا که جوانان در برابر نمادها و ظواهر مرتبط با گردشگران قرارمی گیرند و لذ اافق دیگری پیشروی آن ها گشوده می شود و تاب مقاومت در برابر سال مندان سنت گرا را ندارند.[۴۲]

به طورخلاصه صنعت توریسم چنان چه از ابعاد ملاحظات اجتماعی و فرهنگی به نحوی مسئولانه و مناسب برنامه ریزی و توسعه داده شود، می تواند فواید و اثرات اجتماعی- فرهنگی قابل ملاحظه ای را در خصوص حفظ میراث فرهنگی ناحیه ای، افزایش غرور ملی و ارتقاء اعتماد به نفس فرهنگی دربرداشته باشد. این در حالی است که عدم توجه به مقوله گردشگری با برنامه، مسبب بروز مشکلات فرهنگی- اجتماعی در حوزه تهدید فرهنگ بومی، تضعیف زبان بومی، ناسازگاری های اجتماعی، اعتیاد به مواد مخدر و بزهکاری می گردد[۴۳].

 

فرهنگ ایرانی و عناصر سازنده آن در جذب توریسم

جهانگردی، دیدار و شناخت یادمان های تاریخی و طبیعی بی بدیلی است که هر کشور نمونه ای از آن را در خود دارد. سرزمین ما، ایران، کشوری باستانی است که زمینه ها و جاذبه های گردشگری کم نظیری را از اسلاف خود به ارث برده و این توانایی ذاتی را، به صورت رایگان، دارد که توجه تعداد زیادی از افراد مختلف در گوشه و کنار دنیا را به خود جلب کند. کشور ایران، سرزمین پهناوری است که به سبب وسعت خاک، موقعیت جغرافیایی، راههای ارتباطی و جاذبه های گردشگری، برای جهانگردان خارجی اهمیت ویژه ای دارد. موقعیت جغرافیایی ایران سبب شده که همانند پلی اروپا و آسیا را به هم مرتبط کند. این کشور از جنوب به دریای آزاد، و از شمال و از طریق دریای مازندران به جمهوری استقلال یافته اتحاد جماهیر شوروی سابق راه دارد. از این رو افرادی که می خواهند از طریق زمین از اروپا به شبه قاره هند و یا دورتر بروند، ناچار از ایران می گذرند. ایران در مقایسه با سایر کشورها در حوزه ی فرهنگ و دینداری از فضای گردشگری مناسب تری برخوردار است. توانمندی های کشور ما برای جذب توریست با موضوع فرهنگ قابل توجه است، یعنی به خاطر قدمتی که کشور ما دارد بیشترین جذابیت را در حوزه ی فرهنگ و تمدن دارد. بسیاری از کشورها قادرند در حوزه های دیگر راحت تر فضاسازی کنند، ولی کشور ما در حوزه ی فرهنگ و مؤلفه های فرهنگی توانسته از مزیت نسبی لازم برخوردار شود.

ویژگی های سرمایه گذاری در صنعت گردشگری

۱)سمت تقاضا در صنعت گردشگری به شدت تحت تأثیر عوامل غیر اقتصادی قرار دارد: وقوع بی ثباتی های سیاسی، تروریسم و گسترش بیماری های خاص از جمله مسائلی هستند که می توانند به آسیب پذیری جدی صنعت جهانگردی یک منطقه منجر شوند. حتی یک خبر دروغ یا بزرگ نمایی یک خبر امنیتی در رسانه و یا اینترنت درآمدهای گردشگری کشوری را برای مدتی معین دچار کاهش شدید می کند، و یا وضعیت سهام هتل ها و غیره را در بازار بورس تنزل می دهد.

۲)کالاها و خدمات تولید شده در صنعت گردشگری عمدتاً غیر قابل انبار کردن هستند: صنعت جهانگردی یک صنعت خدماتی است و خدمت را نمی توان در انبار نگهداری کرد. فی المثل اگر هتلی که ۴۰۰ اتاق دارد در یک شب ۳۵۰ اتاق آن اشغال شده باشد، ۵۰ اتاق دیگر را نمی تواند مانند یک کالا در انبار نگهداری کند تا بعدا مًورد استفاده قرار گیرد. یک فروشنده کالا معمولا دًر صورتی که تقاضا برای خرید کالایش وجود نداشته باشد آن ها را در انبار نگهداری می کند و هزینه انبارداری و هزینه بهره را تقبل می کند تا بعدا نًسبت به فروش کالاها اقدام نماید اما در خدمات جهانگردی وضعیت این گونه نیست. در واقع ارزش اقتصادی ۵۰ اتاقی که بلا استفاده مانده است، دقیقاً صفر می باشد. بدین ترتیب روشن می شود که مسأله نوسان عرضه و تقاضا در جهانگردی بسیار حساس تر از سایر صنایع تولیدی است. زیرا ارزش اقتصادی خدماتی که تقاضا برای آن ها وجود ندارد برابر صفر شده و زیان های هنگفتی را به صاحبان صنعت وارد می سازد[۴۴] .

۳)جهانگردی یک صنعت فصلی است: در صنعت جهانگردی تلاش ها باید در جهت کاهش نوسانات فصلی و دوره ای و یا متعادل کردن تقاضاها در زمان های مختلف باشد. شلوغ بودن بیش از حد یک هتل در فصلی از سال و خلوت بودن بیش از اندازه آن در فصلی دیگر مقرون بصرفه و صلاح نیست. البته در هنگام تهیه طرح های هتل داری، این موارد کاملاٌ مورد لحاظ قرار می گیرد تا درآمد این گونه مکان ها در فصول پررونق آن قدر باشد که کفایت تمام سال را نماید .در واقع تعیین ظرفیت بهینه یک هتل با در نظر گرفتن شرایط فصلی بودن کار، نرخ فصل اشتغال، فصل خالی بودن و حدی که به آن فول هاوس اطلاق م یشود صورت می پذیرد. هم چنین قابلیت تبدیل هتل به مکان هایی برای برگزاری سمینارها و کنفرانس ها در فصول کم رونق و یا تبدیل هتل به بیمارستان در شرایط نامناسب مثل جنگ را نباید نادیده گرفت.

۴)گردشگری صنعتی چتری است: این ویژگی یکی از نقاط حساس صنعت گردشگری تلقی می شود، زیرا نقصان در ارائه هر یک از کالاها و خدمات مذکور به ایجاد محدودیت در تقاضا برای سایر کالاها و خدمات این صنعت مبدل می شود. مثلاً اگر خدمات اقامت گاهی مناسبی در یک مقصد گردشگری عرضه نشود، کارایی سیستم حمل و نقل، ظرفیت خدمات غذایی، امکانات جاذبه های محلی و توانمندی دفاتر و واحدهای ارائه دهنده گردشگری همه و همه تا حدود بسیاری بی نتیجه می مانند. این درست نظیر آن است که قسمتی از یک چتر سوراخ شده باشد که کل آن را بی فایده می سازد[۴۵].

۵)تأثیر شدید سیستم حمل ونقل بر این صنعت: لازمه توجه به گسترش سرمایه گذاری در صنعت توریسم،  اهمیت نهادن به زیرساخت های لازم برای توسعه کشور، از جمله راه آهن می باشد. راه آهن بدون شک منظم ترین وسیله حمل و نقل است. در واقع جز در موارد بسیار استثنائی، تغییرات شرائط جوی بر آن بی اثر است و قطارها مجبور نیستند که به علت بدی هوا یا کمی دید مسیرشان را در طول راه عوض کنند. استهلاک کمتر ناوگان حمل و نقل ریلی نسبت به حمل و نقل جاده ای، ایمنی بالاتر نسبت به جاده، بهره وری بالاتر در مسیرهای طولانی، امکان تبدیل خطوط شبکه به برقی و ارائه خدمات مناسب برای نظام دفاعی کشور در شرایط بحرانی از دیگر مزایای حمل و نقل ریلی می باشد. راه آهن به دلیل قیمت تمام شده بسیار ارزان تر و بهره گیری از مشاهده مناظر بیشتر توسط گردشگر در هنگام سفر، به عنوان مناسب ترین گزینه برای سفرهای گردشگری قابل تلقی است. مقامات و مسئولان راه آهن در اروپا خیلی زود متوجه این نکته شده و پیش قدم تأسیس هتل ها و تأسیسات مناسب در مسیرهای راه آهن شدند. احداث راه آهن در مناطق زیبا و کوهستانی اروپا از اولین اقداماتی بود که برای جلب و جذب جهانگردان نقاط مختلف دنیا بعمل آمد.

امروزه اشباع دالان های هوایی از یک طرف، مخارج سنگین احداث بزرگراه های اتوموبیل رو از طرف دیگر و بخصوص زمان زیادی که برای رفتن از مراکز شهرها به فرودگاه ها لازم است، متخصصین را در کشورهای صنعتی بر آن داشته است که دوباره به راه آهن روی آورند. به عنوان مثال خط توکایدو شهرهای توکیو، کیوتو و ازاکا را به یکدیگر وصل می کند و قطارها در روی آن با سرعت حداکثر ۳۶۰ و سرعت تجاری ۲۷۰ کیلومتر در ساعت رفت و آمد می کنند. در روی خط جدید پاریس- آتلانتیک نیز قطارها با سرعت تجاری ۳۰۰ کیلومتر در ساعت در حرکتند. علاوه بر این قطارهای سریع با عبور از تونل زیر مانش فاصله بین پاریس و لندن را به ۳ ساعت کاهش داده اند[۴۶].

۶)بلند بودن مدت زمان بازگشت سرمایه: سرمایه گذاری در صنعت گردشگری مبالغ زیادی را می طلبد و سال های زیادی لازم است تا سرمایه گذاری انجام شده بازیافت شود. لذا نسبت هزینه های ثابت به سایر هزینه ها بالا بوده به تناسب آن ضریب ریسک سرمایه گذاری افزایش خواهد یافت. حفظ نقدینگی یا سرمایه در گردش در یک حجم مطلوب از شرایط لازمه برای بقاء یک بنگاه می باشد. در واقع یک بنگاه گردشگری باید دارای چنان قابلیت انعطاف مالی باشد که در صورت بروز تنگناهای مالی و یا رخدادهای غیر مترقبه توان حرکت و ادامه حیات اقتصادی خود را همواره حفظ نماید.

۸)افزایش شرکت های بزرگ چند ملیتی: بهبود و گسترش سرمایه گذاری در صنعت گردشگری، زمینه ای مناسب برای تشکیل شرکت های بزرگ و مشارکت های چند ملیتی را فراهم خواهد نمود. لذا ماهیت اصلی شرکت های چند ملیتی و تاثیرات مثبت و منفی عملکرد فعالیت های این گونه شرکت ها در صحنه اقتصاد جهانی به ویژه در ارتباط با کشورهای توسعه نیافته را همواره باید مد نظر قرار داد. نمونه های بارز این شرکت ها در صنعت گردشگری هیلتون[۱۲]، شرایتون[۱۳]، کنتیننتال [۱۴]و در صنایع دیگر سینگر [۱۵]، استاندارد اویل [۱۶]، رویال داچ شل [۱۷]، اینترنشنال ها روستر [۱۸]، وستینگهاوس الکتریک [۱۹]و ژیلت [۲۰] می باشند.

مقایس های بین مزایا و مضرات صنعت جهانگردی

 

موانع و مشکلات صنعت گردشگری ایران

۱)عدم تربیت و استفاده از نیروی انسانی کارآمد و آموزش دیده: اکثریت قابل ملاحظه ای از کارکنان این بخش مهارت لازم را برای ارائه خدمات ندارند و صرفاً بر اساس سلیقه شخصی خود در این بخش فعالیت می کنند. این وضعیت آن چنان دامنه گسترده ای دارد که خود طی سال های گذشته به یک فرهنگ تبدیل شده و بسیاری را بر این باور وا داشته که اصالت فرهنگی و مهارتی بخش گردشگری همین است و بس و چیزی اگر غیر از این باشد، برای مردم، غیر عادی و غیر منتظره جلوه می کند[۴۷].

۲)عدم شناخت سرمایه گذاران از صنعت گردشگری: عدم معرفی جاذبه ها و بسترهای مناسب سرمایه گذاری در صنعت گردشگری توسط دولت، فقدان یک منبع جامع اطلاع رسانی جهت معرفی جاذبه های گردشگری در سطح کشور، عدم شناخت امکانات بالقوه و بسترهای موجود در صنعت گردشگری توسط بخش خصوصی باعث شده است، تمایل چندانی برای سرمایه گذاری در این بخش وجود نداشته باشد.

۳)فقدان مطالعات امکان سنجی یا تحلیل هزینه منفعت در طرح های گردشگری: بدلیل بلند مدت بودن بازگشت سرمایه در فعالیت های مرتبط با صنعت گردشگری و اهمیت بالای ارزیابی پروژه های سرمایه گذاری و تحلیل هزینه منفعت در این صنعت، بسیاری از سرمایه گذاری های انجام شده در این بخش، بدلیل عدم اجرای طرح با ابعاد و مقیاس کوچکتر، قبل از پیاده سازی طرح اصلی، منجر به عدم ارزیابی مناسب از وضعیت موجود منطقه گشته و موجبات شکست طرح را فراهم نموده است. عدم مطالعه بازار، فقدان بررسی و تحلیل میزان و روند تقاضا، مشخص نبودن بازار هدف، شرایط اقتصادی، نوسانات بازار و ابهامات اساسی در پیش بینی های آتی باعث شده است تا بنگاه های شاغل در این بخش نتوانند ظرفیت سازی بهینه ای را جهت ارائه خدمات گردشگری فراهم نموده، در نتیجه فعالیت این گونه بنگاه ها با سودآوری مناسب همراه نباشد.

۴)فقدان اهرم های تبلیغاتی قدرتمند و کارا: تبلیغات سوء رسانه های خارجی علیه ایران اسلامی و فقدان  تبلیغات مناسب از سوی کشور ما، فقدان متخصصان تبلیغاتی کارآمد جهت پیدا نمودن شیوه های تبلیغاتی مناسب بر روی بازارهای هدف (مثل فیلم های جاذبه های گردشگری کشور در تلویزیون های بین المللی) و در نهایت عدم استفاده از دنیای مجازی (اینترنت) در مورد جاذبه های گردشگری کشور باعث شده است، صنعت گردشگری در معرّفی جاذبه ها ناتوان باقی بماند.

 ۵)بی توجهی نسبت به آثار و ابنیه تاریخی: به علت وجود بناهایی همچون استون هنج در انگلیس، آکروپلیس در یونان، الحمرا در اسپانیا، برج ایفل در فرانسه، مجسمه آزادی در آمریکا، کلیسای جامع کرملین و سنت باسیل در روسیه، تاج محل در هند، مجسمه عیسی مسیح در برزیل، کولوسوم در ایتالیا، ایا صوفیه در ترکیه، سالن اپرای سیدنی در استرالیا و دیوار بزرگ چین سالانه هزاران گردشگر به این مکان ها سفر می کنند. در حالی که بخشی عمده ای از میراث فرهنگی ایران بدلیل ضعف های علمی و تکنیکی در کاوش های باستانی هنوز ناشناخته باقی مانده است و آن دسته از آثار فرهنگی مکشوف به دلایلی هم چون کمبود اعتبار و بی توجهی نسبت به مرمت و بازسازی آن، به فرسایش تدریجی دچار می گردد.

۶)نارسائی های اقامتی، کمبود امکانات بهداشتی و رفاهی: مشکلات محل های استقرار، کمبود هتل های توریستی و مسافرخانه های مناسب و مجهز،کم و کیف پایین هتل ها و متل ها، مراکز تفریحی، رستوران ها، کافه رستوران ها، مراکز بهداشت و خدمات درمانی یکی دیگر ازمهم ترین عوامل بازدارنده توسعه جهانگردی در کشور می باشد.

۷)ایرانگردی و جهانگردی در کشور هنوز نهادینه نشده است: اگر به سبد هزینه خانوار ایرانی توجه شود، تفریح و اوقات فراغت سهم اندکی را به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر فرهنگ توجه به سفر به اندازه کافی شناسانده نشده است. این مهم تا حدود زیادی به عملکرد ضعیف و ناقص آموزش و پرورش کشور مربوط می شود. بعبارتی واضح تر، یک سیستم آموزشی موفق، تشکیلاتی محسوب می شود که بتواند فرهنگ پذیری را از همان دوران کودکی به دانش آموزان القاء نماید.

۸)خدمات فرودگاهی در ایران متناسب با جایگاه یک کشور توریستی نیست: تأخیر در پروازهای خارجی و حتی داخلی در ایران امری بسیار رایج تلقی می شود، که این رفتار هرگز خوشایند جهانگردان خارجی نمی باشد. در حال حاضر یکی از تنگناهای دیگر سفر به ایران، هزینه بالای سفر و تغییر الزامی هواپیما در طول پرواز از بسیاری از کشورهای غنی جهان است. رفع این اشکال با مجوز پرواز خطوط هوایی از طریق ایران، موجب کاهش قیمت سفر به ایران، حضور بسیاری از مسافران در کشور و در نتیجه احساس اطمینان از ثبات سیاسی آن خواهد شد.

۹)مشکلات و موانع حمل و نقل: اگر به تاریخ کشور نگاهی انداخته شود، مشاهده خواهد شد که ایران صاحب مهم ترین راه بازرگانی در دنیای قدیم، یعنی راه ابریشم بوده است[۴۸]. راه ابریشم به عنوان پیوند دهنده میان سه امپراطوری گسترده و قدرتمند چین، ایران و روم بوده و همواره محل داد ستد فرآورده های این سه کشور و سرزمین های میان آن ها بوده است. ساخت چاپارخانه از دیگر ابتکارات ایرانیان در مورد راه ها بوده است. هرودت تأسیس این تشکیلات را به داریوش اول نسبت داده است و درباره چاپارهای ایرانی می نویسد: هیچ وسیله ای در جهان سریع تراز چاپارهای پارسی نیست و این کار، ابتکار خود ایرانی هاست[۴۹]. در حالی که امروزه آمار تصادفات مرگ و میر جاده ای ایران نه تنها هیچ گردشگر خارجی را ترغیب نمی کند، بلکه گردشگران داخلی را نیز از مسافرت مأیوس می نماید. بنظر می رسد حمل و نقل عمومی که بجای استفاده از حمل و نقل ریلی، متکی به وسایلی نظیر اتوموبیل های سواری و اتوبوس باشد فرجام بهتری پیدا نکند.

۱۰)مشکلات بانک ها و مراکز مالی کشور: متأسفانه شبکه بانکی کشور فاقد سرعت و ارائه خدمات، بدون مبادله مستقیم پول می باشد. در حالی که ایجاد شرایط خرید و فروش با کارت اعتباری برای جهانگردان یکی از نیازهای اساسی و تعیین کننده در میزان خرید جهانگرد بشمار می رود.

۱۱)عدم پرداخت تسهیلات مالی با نرخ مناسب به بخش خصوصی: عدم پرداخت تسهیلات مالی با نرخ پایین و اقساط طویل المدت به بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در صنعت گردشگری از دیگر مشکلات این صنعت بشمار می باشد.

۱۲)نقش ناکارآمد دولت در صنعت گردشگری: بر خلاف بسیاری از کشورهایی که با اقتصاد آزاد اداره می شوند و منابع تولید ثروت در دست بخش خصوصی است، در ایران «دولت»  بزرگ ترین سرمایه گذار و یا متولی منابع ثروتی و سرمایه ای کشور است. به همین دلیل دولت به بزرگ ترین کارفرمای کشور نیز تبدیل شده است. بسیاری از منابع تولید کننده ثروت ملی مانند نفت، گاز، صنایع سنگین، شیلات، حمل و نقل هوایی، راه آهن، تجارت خارجی، بانک ها، جنگل، آب، برق، معادن و… عمدتا دًر اختیار دولت است. نقش تعیین کننده و عمدتا اًنحصاری دولت در برخورداری از منابع ثروت، باعث شده که بخش خصوصی تنها در واحدهای کوچک امکان فعالیت یابد و یا این که به فعالیت های دلالی و واسطه گری کشانده شود. طی این روند بخش خصوصی در ایران میدان مطمئنی برای فعالیت نیافته و خصلتی بسیار محافظه کارانه پیدا کرده است. بخش های غیردولتی مانند نهادها، مؤسسات موقوفه نیز اگر در فعالیت های اقتصادی میدان عملی پیدا کرده اند، به این دلیل است که با استفاده از نفوذ خود توانسته اند حریم دولت را عقب رانده و یا در میدان های غفلت آن به فعالیت بپردازند. در حالی که دولت باید تنها، سیاست گذار و هدایت کننده باشد نه این که در حین ایفای این نقش، تأمین مالی و سرمایه گذاری را نیز بر عهده گیرد[۵۰].

۱۳)مشکلات امنیتی: امنیت به عنوان بنیادی ترین مفهوم گردشگری مطرح می باشد. تصورات منفی جهانگردان درباره مشکلات امنیتی ایران و مواردی نظیر چند مورد گروگان گیری جهانگردها، آثار منفی زیادی در توسعه این صنعت به جای گذاشته است. البته این موردی است که نیاز به توجه هر چه بیشتر دارد.

۱۴)سایر موارد: اتکاء شدید به درآمدهای حاصل از نفت خام، فقدان سرویس های بهداشتی مناسب در راه ها، فقدان مراکز ارائه غذای با کیفیت در نقاط مختلف کشور از جمله موانع دیگری است که در مسیر توسعه این صنعت قرار دارد[۵۱].

تاریخ گردشگری و فرهنگ در ایران

یکی از عواملی که به رشد و توسعه گردشگری کمک می کند فرهنگ هر کشور و شاخصه های آن می باشد، که تا امروز توجه کمتری به آن شده. از جمله در کشور ما که از فرهنگ و تمدنی کهن برخوردار است این موضوع به

چشم می خورد. فرهنگ ایران دارای تاریخی بسیار کهن، مربوط به هزاران سال پیش می باشد که در ادامه به آن می پردازیم. آثار به دست آمده در برخی از مناطق باستانی فلات ایران نشان می دهد که از دیرباز، رفت و آمد در میان اقوام پیش از تاریخی که در این فلات می زیسته اند رایج بوده است. اطلاعات به دست آمده از آثار برجای مانده از عیلامی ها نشان می دهد که یقینأ راه های ارتباطی مطلوب و مناسبی داشته اند. بی گمان در سرزمین باستانی عیلام، سیر و سفر از رونق و اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. و تا پیش از نابودی این تمدن، مسافران داخلی و خارجی در میان شوش و ایالت های داخلی و سرزمین های دیگر در رفت و آمد بوده اند و احتمال می رود که تأسیساتی برای آن ها ساخته شده بوده است.[۵۲]

در دوره هخامنشیان داریوش برای رفاه حال مسافران ایستگاه هایی ایجاد کرده بود. این ایستگاه ها را می توان هسته اولیه واحدهای اقامتی به حساب آورد. ساختن و اداره کردن ۲۵۰۰ کیلومتر (به روایت پروفسور گیرشمن. ۲۸۸۳ کیلومتر) را ، از افتخارات ایرانیان باستان به شمار می آید. در دوران اسلامی نیز سیر و سیاحت در سرزمین های اسلامی و به ویژه در ایران، بسیار آسان بود و از این جنبه، در جهان آن روزگار نظیر نداشت. سادگی مسلمانان، سنت کهن مهمان نوازی در شرق، احداث بناهای عام المنفعه برای مسافران و گردشگران و برقراری موقوفات برای پذیرایی از آنان، مسافرت را برای مردم از هر طبقه ای آسان کرده بود. و اما از زمان سلطنت شاه عباس اول تا انقراض سلسله صفوی را می توان درخشان ترین دوره توسعه سیاحت گری در ایران به شمار آورد. توسعه گردش و سیاحت در آن دوره به چند عامل بستگی داشت که مهم ترین آن ها عبارت بودند از: راه های ارتباطی مناسب، اقامت گاه های متعدد ومناسب و امنیت عبور و مرور. در این جا باید یاد آور شد که تمدن عظیم بین النهرین نه تنها شکل حکومت را در ایران تعیین کرد، بلکه تأثیری چنان عمیق بر فرهنگ ایرانی ما گذاشته که امروزه هر چه بیشتر در فرهنگ ملی خود دقیق شویم، نشانه های عظیم این تأثیر را بیشتر می یابیم. امروزه در بسیاری از کشورها جهانگردی بهترین وسیله برای اعتلای فرهنگ به شمار می رود و می تواند به لحاظ فرهنگی و اجتماعی تغییراتی را روی جوامع میزبان داشته باشد. در واقع گردشگری قبل از آن که به عنوان یک پدیده اقتصادی مطرح باشد یک امر فرهنگی است،به گونه ای که در پیرامون آن آثار فرهنگی بسیاری شکل می گیرد. گردشگری انسان را با فضاهای جغرافیایی، انسان ها و فرهنگ های دیگر آشنا می سازد. این آشنایی مقدمه ای برای شناخت بیشتر انسان از خویش است .این در حالی است که فرهنگ خود به عنوان جاذبه اصلی گردشگری محسوب می شود. بدون فرهنگ که تفاوت ها را ایجاد می کند همه جا شبیه هم خواهد بود و گردشگری عینیت نخواهد داشت[۵۳].کشور ما نیز با داشتن تمدنی کهن و فرهنگ و آداب و رسوم خاص خود در زمینه گردشگری از قابلیت های بسیار زیادی برخوردار است.

تاریخ فرهنگ ایران از حیث استقامت و ثبات در بقا و دوام، استعداد قابل ملاحظه ای نشان می دهد. امیل گروسه در این مورد می نویسد: «ایران حق بزرگی به گردن بشریت دارد زیرا به شهادت تاریخ، ایران با فرهنگ نیرومند و ظریفی که در طی قرون به وجود آورده وسیله تفاهم و توافق و هماهنگی را میان ملل ایجاد کرده است، در اثر نفوذ افکار و فرهنگ ایران نژادهای مختلف دارای ایمان و عقیده مشترک شده اند. شعرای ایران جهانی را متمتع نموده اند. عرفای ایران با وجود این که کاملاً مسلمان هستند همان قدر قلب یکی مسیحی را به تپش در می آورند که دل یک برهمن را و به همین دلیل تعلق به تمام بشریت دارند.».

تاریخ فرهنگ ایرانی به هزاران سال پیش برمی گردد. مادها که نخستین قوم آریایی بودند که در نجد ایران به قدرتی عظیم رسیدند در کنار اقوام بومی شمال غربی ایران و در کنار همسایگانی متمدن تر و مقدم بر خود مانند قوم کشور اورارتو و آشور می زیستند. مادها جنبه های بسیاری از تمدن و فرهنگ آنان را پذیرفتند. آثار این پذیرش فرهنگی را در بسیاری از آداب آن ها می توان دید. هم چنین همسایگی با بین النهرین [میان رودان] باعث شده بود که طبعأ تأثیر بیشتری از تمدن بین النهرینی بپذیرند. بعضی از آداب دینی که بعدها در ایران عمومیت می یابد نیز زیر تأثیر فرهنگ بین النهرینی قرار داشته است. مانند این رسم که مردگان را بر سر کوهی می گذاشتند تا پرندگان استخوان آن ها را از گوشتاشان جدا سازند. از دوره هخامنشی نیز آثاری بر جای مانده- مانند کتیبه های بیستون و تخت جمشید- که امروزه نشان دهنده فرهنگ و تمدن کهن و غنی ایران است[۵۴].

 

پایداری

اساساً پایداری، الگوواره ای است برای تفکر در مورد آینده، که در آن ملاحظات محیطی، اجتماعی و اقتصادی به منظور ارتقاء کیفیت زندگی، در وضعیتی متعادل با یکدیگر قرار می گیرند[۵۵]. هدف الگوواره سنتی و قدیمی توسعه (رشد)، حصول رشد اقتصادی به هر قیمتی است در حالی که در الگوواره جدید (پایداری)، رشد کیفی با توجه به محیط زیست و عدالت اجتماعی مد نظر می باشد. در این رویکرد، انسان و محیط زیست او محور توسعه است و نه رشد اقتصادی با شاخص های کمی[۵۶].  تفاوت الگوواره های سنتی و جدید توسعه به اجمال در جدول ذیل مقایسه شده است.

الگو واره سنتی الگو واره جدید
حصول رشد اقتصادی به هر قیمت رشد کیفی، توجه به محیط زیست و عدالت اجتماعی
توسعه توسط دولت برای مردم توسعه توسط مردم برای مردم
سازماندهی توسعه توسط سازمان های بزرگ و متمرکز سازماندهی توسعه توسط تشکل های مردمی و محلی با تاکید بر توانمندسازی مردم
انتقال فناوری از کشورهای پیشرفته ایجاد فناوری متناسب و محلی

جدول۱. مقایسه ویژگی های دو الگوواره متفاوت در توسعه[۵۷]

توسعه پایدار چهار بعد اصلی محیطی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دارد که همگی در یک بافت منسجم در هم تنیده شده اند و به صورت متقابل بر یکدیگر تأثیر می گذارند، بطوری که نمی توان آن ها را جدای از یکدیگر تصور نمود. به زعم گارسیا (۲۰۱۰) اگر توسعه پایدار را به سقف یک ساختمان تشبیه کنیم، ابعاد محیطی، اقتصادی و اجتماعی، ستون های آن را تشکیل می دهند که بر فرهنگ جامعه که زیر بنای ساختمان را می سازد استوار شده اند[۵۸].

 

بعد محیطی توسعه پایدار

انسان در طول تاریخ تکامل خود برای رفع نیازها و نیز افزایش سطح رفاه خود به تدریج از روش ها و ابزارهای تکامل یافته تری بهره برده که به استخراج بیشتر و گسترده تر منابع و تخریب و آلودگی محیط زیست منجر گشته است. افزایش گازهای گلخانه ای، گرم شدن زمین، تخریب لایه ازن، باران های اسیدی و بیابان زایی، نمونه هایی از بحران های زیست محیطی هستند که موجب نابودی زیست گاه های حیات وحش، انقراض گونه های گیاهی و جانوری و … گشته است که به گونه ای بی سابقه، زمین را به عنوان زیستگاه بشر با خطر مواجه کرده است. این مشکلات پیامد رشد شتابان صنعت به منظور رشد اقتصادی است بدون این که به آثار زیست محیطی و تخریب منابع تجدید ناپذیر طبیعت و نیز حق نسل های دیگر مناطق توسعه نیافته و نیز نسل های آینده برای استفاده از منابع طبیعی زمین توجه شود. با توجه به مشکلات روز افزون ناشی از این بی توجهی ها و به منظور نجات انسان و طبیعت که بقایشان به هم وابسته است چاره ای جز این نیست که نگاهمان به طبیعت و منابع موجود تغییر کند. بطوری که نگرش سلطه و هجمه به نگرش سازگاری و احیاء تبدیل شود[۵۹].

مجامع بین المللی و نهادهای مدنی نقش بسیار مهم و تأثیر گذاری را در این زمینه ایفا کرده اند. چنان که اخیراً، سران کشورهای حاضر در نشست ملل متحد ریودوژانیرو و در بیانیه پایانی این نشست با عنوان «آینده ای که می خواهیم»، بر افزایش سهم انرژی های تجدیدپذیر و  فن آوری های پاک و استفاده از معیارهای کارآمدی انرژی در برنامه ریزی های شهری، ساختمان ها، حمل و نقل، تولید کالاها و ارائه خدمات و طراحی محصولات برای رسیدن به توسعه پایدار و اصلاح تغییرات جوی تأکید کردند[۶۰]. نباید از خاطر دور داشت که محیط زیست سالم وابسته به جامعه ای سالم است. جوامع سالم پایدارند و از تهی کردن منابع پرهیز می کنند. به زعم لاندون (۲۰۰۶) سلامت و محیط زیست مستقل عمل نمی کنند و تحت تأثیر نیروهای عواملی چون ازدیاد جمعیت و فقر قرار دارند. اگر مردم جهان به دنبال سلامتی باشند، دولت ها و نهادهای دیگر باید میان فعالیت های اقتصادی و اجتماعی با محیط زیست تعادل ایجاد کنند. به دیدۀ وی، برای رسیدن به این تعادل رعایت دو اصل مهم الزامی است: ۱) توسعه ی اقتصادی که باید نیازهای مردم را برآورده سازد، ۲) پایداری زیست محیطی که منابع طبیعی را برای حال و آینده در نظر گیرد و از آسیب و نابودی غیرقابل جبران محیط زیست پرهیز نماید[۶۱].

در بیانیه ریودوژانیر، سلامت یک پیش شرط و نتیجه و شاخص توسعه پایدار محسوب شده است. این بیانیه هم چنین این نکته را روشن می سازد که اهداف توسعه پایدار تنها در صورت کنترل بیماری های واگیر و غیر واگیر و دست یابی مردم به سلامت جسمی و روانی امکان پذیر است.

توجه به تعیین کننده های زیست محیطی سلامت، برای کل جامعه و به ویژه افراد فقیر و آسیب پذیر و ایجاد جوامع مولد و سالم ضروری است. در این میان، خطر بیماری های غیر واگیر یکی از چالش های عمده برای توسعه پایدار در قرن بیست و یکم محسوب گردیده و برتقویت نظام های بهداشتی با ارائه خدمات عادلانه، پوشش و دسترسی مقرون به صرفه برای پیشگیری، درمان، مراقبت و پشتیبانی مربوط به این بیماری ها، به ویژه سرطان، بیماری های قلبی- عروقی، بیماری های مزمن تنفسی و دیابت تأکید شده است. افزون بر این ها، اثرات مثبت کاهش آلودگی هوا، آب و استفاده از مواد شیمیایی گوشزد شده است.

 

 

بعد اجتماعی توسعه پایدار

اقتصاد دانان کلاسیک سرمایه داری، فرضیات اخلاقی سودگرایی را به عنوان تنها رویکرد منطقی، اخلاقی می دانند. هدف سودگرایی، حداکثر نمودن کل سود است. اما بیشتر فلاسفه، سودگرایی را اخلاقی زشت می دانند زیرا سودگرایی، محدودیت منابع، هویت افراد، یا اخلاق بین نسل ها را در نظر نمی گیرد. از منظر اقتصادی، دالی معتقد است که مشکل سودگرایی این است که به دنبال حداکثر نمودن دو گانه غیر ممکنی است، زیرا در یک جهان محدود، یا باید کالای کمتری در اختیار افراد بیش تری قرار بگیرد و یا کالای بیشتری در اختیار افراد کمتری قرار بگیرد[۶۲]. بدین ترتیب، مهم ترین اصل در نگرش ها، تعیین اولویت ها و جهت دهی به رفتارها، اصل منافع شخصی است و چون فرمان روایی این اصل در کلیه موارد صادق است، آن را «اصل آهنین» نام نهاده اند[۶۳].

اما برابری درون نسلی و میان نسلی، در مقابل منافع شخصی قرار می گیرد زیرا برابری درون نسلی به توزیع عادلانه منابع در میان افراد موجود مربوط می شود و برابری میان نسلی با توزیع عادلانه منابع میان نسل ها ارتباط دارد. با این حال هر چند که توزیع عادلانه و برابر منابع بین نسل کنونی و نسل های آینده از نظر اجرا، رویکرد اخلاقی ساده ای نیست، اما برای سعادت انسان ها ضروری می باشد زیرا نابرابری درون نسلی که مهم ترین بعد اجتماعی –  اقتصادی توسعه پایدار است به فقر منجر می شود که پیامدهای آن عبارتست از: فقدان درآمد، گرسنگی، عدم دسترسی به حداقل امکانات مثل سر پناه، آب آشامیدنی و … ، عدم دسترسی به آموزش، بهداشت پایین و بیماری، محرومیت اجتماعی.

رو برو شدن با این مسائل باید نسل کنونی را به تفکر درباره آثار تصمیمات و فعالیت هایش بر سرنوشت آیندگان وا دارد. آیا توجه به منافع کوتاه مدت، ارزش نابودی نسل های آینده را دارد؟![۶۴]

 

بعد فرهنگی توسعه پایدار

فرهنگ، شیوه زندگی گروهی از مردم تعریف می شود. این قواعد (فرهنگ)، دربرگیرنده ارزش ها، باورها، نگرش ها و رفتارهای مشترک میان افرادی است که با یکدیگر کار می کنند. در واقع، فرهنگ، محیطی است که افراد را در هر لحظه احاطه کرده است و تعیین کننده نگاه انسان به پدیده ها، سبک زندگی و رفتار آن هاست. بنابراین شیوه برخورد افراد نسبت به مسائل زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی نیز تحت تأثیر فرهنگ خواهد بود. فرهنگ امری اکتسابی و آموختنی است.

ارزش ها، باور ها و رفتار افراد را می توان با استفاده از ابزار آموزش تحت تأثیر قرار داد و در جهت مورد نظر اصلاح نمود. بدین ترتیب آموزش ابزاری است که با استفاده از آن می توان ابعاد گوناگون توسعه پایدار را که ریشه در فرهنگ جامعه دارند، در جهت تحقق توسعه پایدار اصلاح نمود.

از آن جا که بافت و فرهنگ محلی تأثیر زیادی بر ابعاد توسعه دارد، توسعه پایدار در سطح جهان اشکال مختلفی پیدا خواهد کرد. آرمان ها و اصول توسعه پایدار، مفاهیم گسترده ای را در بر می گیرد؛ از جمله: برابری بین نسلی، برابری جنسیتی، تعادل اجتماعی، کاهش فقر، حفاظت و احیاء محیط زیست، حفاظت از منابع طبیعی و ایجاد جوامعی که صلح بر آن ها حاکم است[۶۵].

 

ابعاد توسعه

بعد انسانی توسعه: نیروی انسانی سهم عمده ای در توسعه ی اقتصادی و اجتماعی جوامع دارد. جامعه شناسان جمعیت تأکید فراوان بر اصلاحات کمّی و کیفی نیروی انسانی دارند. جهت تحقق برنامه های توسعه، رابطه ی مناسبی می بایست بین نیروی انسانی و منابع مختلف موجود در جامعه ایجاد شود؛ یعنی رابطه بین جمعیت فعال و منابع اشتغال در زمینه های مختلف صنعت، کشاورزی، خدمات و توسعه وقتی تحقق پیدا می کند که نیروی انسانی به طور رسمی و قانونی به اشتغال دسترسی پیدا کند و در آن سهم داشته باشد. در غیر این صورت، نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی در جامعه به طور اجتناب ناپذیری بروز خواهد کرد و سیکل و چرخه ی باطلی ادامه پیدا خواهد نمود.

نیروی انسانی، به ویژه نیروی متخصص و ماهر در توسعه ی ملی جامعه نقش اساسی ایفا می کند. اگر ثروت ملی جامعه ای را به دقت بررسی کنیم، با دو نوع منابع سرمایه ای روبرو خواهیم شد: سرمایه ی مادی و انسانی. نیروی انسانی متخصص و ماهر، سرمایه ی مادی را به کار می اندازد و کمبود نیروی متخصص سبب رکود سرمایه ی مادی می شود و تولید و باز تولید رو به افول می گذارد[۶۶].

بعد فرهنگی توسعه: در این بعد، آموزش و ایجاد آگاهی در تصمیم گیران و عاملان توسعه، پیش شرطی برای یک رهیافت تغییر یافته مورد نیاز است. زیگلر بر مبنای مطالعات خود نتیجه گرفت که اصولاً این فرهنگ است که داوری کرده و به تجربه ی مردم در گذشته و حال معنا می بخشد. فرهنگ فی نفسه به موزه ها تعلق ندارد، بلکه به سرشت خود در هر زمان زنده، خلاق و پویا است و دقیقاً به همین نقش غیر قابل جایگزین فرهنگ است. معمولاً جنبه ی فرهنگی جامعه، دیرتر از دیگر جنبه های توسعه، تغییر و تحول می یابد. برخی از متخصصان توسعه معتقدند که توسعه ی صنعتی و اقتصادی از طریق اشاعه ی فرهنگی از جوامع پیشرفته به جوامع عقب مانده امکان پذیر است. اگر کشورهای توسعه نیافته بخواهند به درجه ای از توسعه دست یابند، باید فرهنگ سنتی خود را ترک کنند و با قبول فرهنگ علم و صنعت نوین غرب به فرهنگ توسعه امکان دهند تا بدون مانع به جامعه ی آنان راه یابد[۶۷].

 تکیه بر فرهنگ به عنوان یک مبنا در مناظره در واقع، گشودن راه برای حضور عناصر غیرمادی و نقش آفرینی مؤلفه های ارزشی در عرصه ی توسعه است[۶۸].

در خصوص ارتباط بین آموزش و پرورش و ابعاد مختلف توسعه باید اذعان نمود، در دوره ای کسب مهارت و دانش عموماً به عنوان نوعی سرگرمی تلقی می شد، ولی امروزه رشد ذهنی، توانمندی تفکر عقلانی، توانایی اختراع و اکتشاف، وضع قانون و شناسایی آن به عنوان کلید رشد و توسعه تلقی می شوند. به گونه ای که در جوامع صنعتی، آموزش و پرورش به عنوان مؤلفه ای اساسی برای رشد و توسعه ی اقتصادی موجب می شود و در درجه ی دوم قابلیت های لازم را برای سازگاری و انعطاف در برابر رویکرد های جدید و درگیر شدن با تغییرات تکنولوژیکی، اجتماعی و فرهنگی فراهم می سازد.

در میان کشورهای صنعتی جهان، کشور ژاپن به عنوان نمونه ی بارزی مطرح است که با استفاده از تعلیم و تربیت توانسته در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فنی خود بالاترین میزان تغییر و تحول را ایجاد کند. ژاپن برخلاف کشورهای اروپایی در زمینه ی صنعتی شدن، فرآیند تلاش و تجربه ی طولانی ای را تجربه نکرده است. بلکه با توسعه ی ناگهانی نظام تعلیم و تربیت خود و استفاده از جهان به عنوان دانشگاه عمومی توانست به این درجه از رشد صنعتی دست یابد. ژاپن بعد از قرن هفدهم، آموزش و پرورش را عامل اساسی رشد اقتصادی خود قرار داده، در حالی که در کشورهایی مانند انگلستان، بعد از مراحلی از صنعتی شدن به این مسأله توجه می شود. در ادبیات توسعه ی اقتصادی پرداختن به آموزش به عنوان نوعی سرمایه گذاری تلقی می شود. در دهه ی ۱۹۶۰ «شولتز و دنیسون» (۱۹۶۲) نشان دادند که آموزش به طور مستقیم از طریق اصلاح مهارت ها به ظرفیت های تولیدی نیروی کار به رشد درآمد ملی کمک می کند. این یافته ی مهم تجربه ی تحقیقات گسترده در زمینه ی ارزش اقتصادی سرمایه گذاری در امر آموزش شد[۶۹]. هم چنین گفته شده نیروی انسانی، متخصص و تحصیل کرده، نقش تعیین کننده ای در توسعه ی یک جامعه دارد. این نقش تا حدی است که یکی از دانشمندان اقتصاد و توسعه، منابع انسانی متخصص و ماهر را دارایی اصلی یک جامعه که توانمندی آن را معین می نماید دانسته است. چنان چه جامعه ای که از نظر نیروی انسانی متخصص غنی باشد، به دنبال آن سایر امکانات توسعه نیز توسط نیروی انسانی به وجود می آید؛ ولی اگر جامعه از نظر نیروی انسانی فقیر باشد، سایر امکانات مادی نمی تواند کمک زیادی به توسعه ی جامعه بنماید.

بنابراین رشد نهادهای آموزشی و علمی زمینه ساز مشارکت بیشتر مردم در تحولات اجتماعی و اقتصادی است و در مردم نوعی قابلیت و تحرک ایجاد می کند که باورهای مناسب توسعه ی انسانی را پذیرفته و درونی می سازد؛ زیرا حفظ و توسعه ی علم به وسیله ی نظام آموزشی ای تأمین می شود که تخصص کافی و همراهی با علوم رو به رشد همان دوره را دارد. همان طور که «بن دیوید» (۱۹۶۰) بیان کرده، نهادهای آموزشی جدیدی که به منظور پیشرفت علم ایجاد شده بود، در فرانسه و در اوایل قرن نوزدهم و اندکی بعد در آلمان، نقش مهمی را در رسیدن به هدف مذکور ایفا نمودند. همه ی کشورهای در حال مدرنیزه شدن در سال های اخیر، از روسیه گرفته تا کشورهای آفریقایی ضعیف و کوچک، شدیدا نظام های آموزشی شان را برای بهبود بخشیدن به علم در همه ی سطوح آموزشی تقویت کرده اند.

به بیان «پل هریسون» سرمایه گذاری برای پرورش انسان به همان اندازه بازده دارد که سرمایه گذاری برای ساختن ماشین. ملاحظه می شود که ارتباطی مستقیم بین آموزش و پرورش و میزان کارایی و ابعاد مختلف توسعه وجود دارد. آموزش نه تنها ارتباط مستقیمی با کارایی و رشد اقتصادی دارد، بلکه بر سایر بخش های توسعه نیز تأثیر می گذارد. چون در قسمت اعظم دنیا، ارتباط متقابل زیادی بین سطح فرهنگ و میزان توسعه ی سیاسی وجود دارد و همین امر نشان می دهد که اگر قرار باشد کشوری توسعه پیدا کند، باید بخش عمده ای از منابع خود را به امر آموزش و پرورش اختصاص دهد. هرچه درآمد عمومی بیشتر باشد مشکلات تأمین این نیاز کمتر خواهد بود. اما هزینه های آموزشی چند بعد اقتصادی دارد. آموزش به احتمال قوی خیلی سریع تر از آن خواسته ها را برطرف و نیازهای سیاسی را جذب نمی کند.

از دهه ی ۱۹۵۰ به بعد آموزش و پرورش به عنوان بستری مناسب برای نیل به توسعه و ایجاد تغییر و تحول در جامعه مطرح می شود و اقتصاد دانان و برنامه ریزان اجتماعی و تربیتی، آموزش و پرورش را به عنوان رمز کلید توسعه و تغییر اجتماعی پذیرفته و در این زمینه دلایل زیادی را مطرح می کنند؛ از جمله این که گفته می شود آموزش و پرورش برای کشورهای توسعه نیافته عامل نهایی برای نوسازی و صنعتی شدن است و با توجه به این مسأله، ارائه ی آموزش و پرورش عمومی برای همه ی افراد یک جامعه به عنوان هدف عمده ی برنامه ریزان توسعه مطرح می شود، عواملی را به عنوان عوامل پایه و نیرو دهنده ی توسعه مطرح می کند که از میان این عوامل یکی از آن ها آموزش و پرورش می باشد؛ این عوامل عبارتند از: آموزش و پرورش، تندرستی و تغذیه، محیط زیست سالم، اشتغال. مهم این است که این عوامل با یکدیگر پیوند و وابستگی متقابل دارند و علی رغم اهمیتی که همه ی این عوامل در توسعه دارند، آموزش و پرورش بنیان و پایه ی اولیه ی توسعه را تشکیل می دهد. امروزه از آموزش و پرورش به عنوان معیاری در جهت ارزیابی و اندازه گیری پیشرفت و توسعه ی جوامع استفاده می شود[۷۰].

انواع توسعه

توسعه ی اقتصادی: این مفهوم به فرآیندی اشاره دارد که هدفش به وجود آوردن رفاه جامعه از طریق افزایش تولیدات، استفاده ی بهینه از منابع طبیعی، بالا بردن سطح اشتغال و درآمد، توزیع عادلانه ی درآمد، مهیا کردن شرایط بهتر مصرف کالاها و خدمات و غیره می باشد. همه ی این امور اقتصادی بستگی به رشد اقتصاد دارد[۷۱]. «مک لوپ» می گوید: توسعه ی اقتصادی عبارت است از کاربرد منابع تولیدی به نحوی که موجب رشد بالقوه مداوم درآمد سرانه در یک جامعه بشود و هم چنین اظهار شده که توسعه ی اقتصادی فرآیندی است که طی آن مبانی علمی و فنی تولید از وضع سنتی به وضعیت مدرن متحول می شوند[۷۲]. در مجموع می توان گفت توسعه ی اقتصادی فرآیندی است که در طی آن شالوده های اقتصادی و اجتماعی جامعه دگرگون می شود، به طوری که حاصل چنین دگرگونی و تحولی در درجه ی اول کاهش نابرابری های اقتصادی و تغییراتی در زمینه های تولیدی، توزیع و الگوهای مصرف خواهد بود[۷۳].

توسعه ی اجتماعی: منظور از توسعه ی اجتماعی اشکال متفاوت کنش متقابلی است که در یک جامعه ی خاص همراه با توسعه ی تمدن رخ می دهد. توسعه ی اجتماعی و فرهنگی، جنبه های مکمل و پیوسته ی یک پدیده اند و هر دو نوع الزاماً به ایجاد وجوه تمایز فزاینده ی جامعه منجر می شوند.

توسعه ی فرهنگی: منظور از این توسعه عبارت است از، تحول ساختارهای فرهنگی از شکلی کهن و سنتی به صورتی نو و جدید. در یک توسعه ی فرهنگی، همه ی آداب و رسوم، قوانین و مقررات، اعتقادات و باورهای دینی و اخلاقی جامعه در قالبی جدید نمایان گر می شود. بخشی از این عناصر فرهنگی که با اهداف و شکل جامعه ی نوین هم خوانی دارند، تقویت می شوند و بخشی دیگر که در تضاد با الگوهای توسعه قرار می گیرند، ضعیف یا حذف می شوند. با این وجود، اساس هر توسعه ای بر باورها و اعتقادات منطقی و علمی، استوار می شود و بسیاری از عقاید کهن که از چنین ویژگی برخوردار نمی باشند، مضمحل و نابود می شوند. توسعه بیش از هر چیز، دارای آثار جدی بر جنبه های فرهنگی است. اصولاً توسعه ی فرهنگی پیش شرط هرگونه تحول ساختاری و دگرگونی های مختلف در جامعه می باشد. تا زمانی که پذیرش اجتماعی برای تغییر به وجود نیامده باشد و به نوعی مقاومت در برابر مظاهر توسعه وجود داشته باشد، برنامه های توسعه قطعاً با شکست مواجه خواهد شد[۷۴].

پیشینه تحقیق

ـ تقوی و قلی پور در سال ۱۳۸۸ در مقاله ای با عنوان «عوامل موثر بر رشد صنعت گردشگری ایران» این پرسش را که «چه عوامل در افزایش درآمدهای گردشگری خارجی ایران موثر هستند؟» مورد نظر قرار دادند؛  «افزایش تعداد اتاق در هتل»، «آموزش منابع انسانی شاغل در صنعت گردشگری» و «جنگ» از جمله متغیرهای توضیحی این تحقیق بودند که به گمان محقق می توانستند موجب تاثیر بر گردشگری خارجی ایران (متغیر وابسته) شوند. برای آزمون پایایی سری زمانی از آزمون ریشه واحد و به منظور آزمون فرضیه های پژوهش و برآورد مدل تعادل بلند مدت از رگرسیون چند متغیره و تکنیک خود توضیح با وقفه های گسترده (ARDL) استفاده گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که ضرایب متغیرهای مربوط به «تعداد اتاق هتل»، «درآمدهای ارزی دوره های گذشته»، «قیمت اتاق هتل»، «نرخ آزاد ارز»، «آژانس های گردشگری» معنادار و علامت آن ها نیز طبق انتظار است.

ـ کروبی در سال ۱۳۸۷ در مقاله ای با عنوان «فرهنگ قومی، سرمایه فرهنگی و صنعت گردشگری» که در مجله رفاه اجتماعی چاپ شد به این نتیجه رسید که ایران از جمله کشور مستعد گردشگری در سطح جهانی ارزیابی می شود. فولکور یا فرهنگ قومی یکی از چند محور مهم برنامه ریزی گردشگری در ایران به شمار می رود. ضروری است با توجیه فرهنگ قومی به عنوان سرمایه فرهنگی، گردشگری در قالب یکی از مهم ترین منابع درآمد زادی مغفول مانده کشور مورد توجه قرار گیرد. نویسنده در این مقاله کوشیده است تا ارتباط منطقی سه مفهوم کلیدی را از یک سو مورد بررسی قرار دهد و از سوی دیگر آن ها را به شرایط خاص ایران ربط داده از جایگاه رفیع ایران در عرصه گردشگری سخن به میان آورد.

ـ غلامیان در سال ۱۳۸۹ در مقاله ای با عنوان «آسیب شناسی توسعه گردشگری پایدار روستایی» که در همایش منطقه ای توریسم و توسعه ارائه شد، اینچنین بیان کرد: گردشگری پدیده ای است کهن که از دیر باز در جوامع انسانی وجود داشته است و بتدریج با طی مراحل تاریخی مختلف به موضوع فنی ، اقتصادی و اجتماعی کنونی خود رسیده است . امروزه صنعت گردشگری در دنیا به یکی از منابع مهم در آمدی و یک فعالیت عظیم اقتصادی تبدیل گشته است . به نحوی که بسیاری از برنامه ریزان و سیاستگذاران توسعه از صنعت گردشگری به عنوان رکن اصلی توسعه پایدار یاد می کنند . گردشگری می تواند باعث تحولاتی از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی در یک جامعه شود . بطوریکه با گسترش این صنعت می توان باعث ایجاد در آمد ، استقلال و بالا بردن اقتصاد یک منطقه شد . البته اگر بصورت برنامه ریزی شده و با مدیریت مطلوب باشد . یکی از راهبردهایی که اخیراً در اغلب کشور های جهان مورد توجه قرار گرفته و حتی در برخی از این کشور ها به اجرا در آمده و نتایج مثبتی به همراه داشته ، توسعه و گسترش توریسم در نواحی روستایی است که دارای پتانسیلهای لازم برای گسترش گردشگری است ، می باشد . کشور ما نیز با قدمت تاریخی چندین هزار ساله و منابع فراوان و غنی جذب گردشگری می تواند در رقابت جهانی گردشگری شرکت کند و از این منبع سرشار ، سهمی شایسته و در خور داشته باشد. و همچنین با توجه به این مطلب که در کشور ما ۳۰ در صد جمعیت در مناطق روستایی زندگی می کنند ، کشاورزی به تنهایی نمی تواند اشتغال و در آمد کافی را برای جمعیت روستایی فراهم آورد . بنابراین گسترش توریسم بعنوان یک راهبرد جدید در زمینه توسعه روستایی در ایران می تواند نقش مهمی در متنوع سازی اقتصاد و جوامع روستایی ایفا نماید و زمینه ساز ایجاد فرصتهای جدیدی در اشتغال و در آمد شود.

ـ اسدالهی در سال ۱۳۹۰ در مقاله ای با عنوان «آموزش پیشرفته یکی از وجوه اساسی توسعه پایدار در صنعت گردشگری» که در اولین همایش مدیریت و توسعه گردشگری، چالش ها و راهکارها ارائه شد، اینچنین بیان داشت: اکوتوریسم بیان علاقه مندی انسان به مظاهر طبیعی ذاتی آن است که در سالهای اخیر با صنعتی شدن جوامع و نیازمندی به گذراندن اوقات فراغت برای کاهش فشارهای روانی،با استقبال چشمگیری روبرو شده است.به روشنی آموزش اکولوژیک یکی از ضرورت های اصلی اکوتوریسم محسوب می شوند.اگر چه، در نتیجه عدم وجود آگاهی زیست محیطی و دانش اکولوژیک در میان ذینغعان صنعت گردشگری، اخیرا تعداد زیادی از مباحث توسعه غیر پایدار در اکوتوریسم مشاهده می شود. آموزش پیشرفته اکوتوریسم مشاهده می شود. آموزش پیشرفته اکوتوریسم عبارت است از ترویج و عمومی سازی یک دانش اکوتوریسم جامعه پذیر و همگانی به شکل های مختلف به منظور بسط مفهوم توسعه پایدار در میان ذینفعان صنعت گردشگری، تقویت آگاهی و دانش پایه ذینفعان از اکوتوریسم و بهبود ظرفیت ها و مهارت های حفاظت زیست محیطی ذینفعان. در این مطالعه لزوم آموزش پیشرفته اکوتوریسم و وجوه اساسی آن به تفضیل مورد بحث قرار گرفته است.

ـ مهدی زاده در سال ۱۳۹۰ در مقاله ای با عنوان « اثرات اقتصادی اجتماعی و فرهنگی گردشگری برتوسعه پایدار روستاهای نواحی بیابانی» که در همایش ملی بوم های بیابانی، گردشگری و هنرهای محیطی ارائه شد اینچنین بیان کرد: عرصه های بیابانی بخش عظمیی از خشکیهای دنیا و حدود دو سوم مساحت ایران را به خود اختصاص داده اند پتانسیل کم خاکهای این مناطق محدودیت منابع آبی به طور کلی نامساعد بودن شرایط گسترش کشاورزی ابعاد حیاتی انسانی دراین نواحی را با تنگناهای روبه رو کرده است از این رو بررسی دیگر فعالیت های سودآور اقتصادی دراین مناطق امری ضروری است یکی از راهبردهای متنوع سازی فعالیت های اقتصادی این روستاها و کاهش وابستگی اقتصاد روستاهای واقع درمناطق خشک به منابع آب و خاک گسترش گردشگری دراین نواحی است دراین میان گسترش گردشگری ضمن افزایش درامد خانوارهای روستایی اشتغال زایی و جلوگیر یاز مهاجرت روستایی موجبات بهبود کیفیت زندگی و توزیع متعادل خدمات و تسهیلات رفاهی درروستا را فراهم می کند دراین مقاله با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و با روش گردآوری اطلاعات بصورت اسنادی به بررسی اثرات اقصتادی و اجتماعی فرهنگی گردشگری برتوسعه پایدار روستاهای نواحی بیابانی پرداخته شده است نتایج تحقیق نشان میدهد که گسترش گردشگری درمناطق بیابانی میتواند نقش مهمی در افزایش درامد روستائیان افزایش اشتغال مستقیم و غیرمستقیم جلوگیر یاز مهاجرت ارتقای فرهنگی و خودباوری این مناطق ایفا کند.

در فصل حاضر به بررسی عقاید و نظرات کارشناسان و صاحبنظران حوزه گردشگری و توسعه پایدار پرداخته شد، این مجال، فرصتی شد تا محقق با بررسی نظرات کارشناسانه نظریه پردازان، درک بهتر و عمیق تری در حوزه پیشبرد ابعاد محتوایی تحقیق پیدا کرده و معرفی سزاواری در حوزه ابعاد تحقیق داشته باشد. در فصل بعدی، محقق به بررسی متدولوژی و روش شناسی تحقیق خواهد پرداخت تا روش و رویکرد اجرایی سازی ابعاد در نظر گرفته پژوهش، هر چه روشنتر به سرانجام برسد.

[۱] World Tourism Organization

[۲] Tangible

[۳] Intangible

[۴] Charlson & Jaffari

[۵] Culturalization of Tourism

[۶] Touristification of Culture

[۷] Swar brooke

[۸] Induced

[۹] Cooper

[۱۰] Cullins

[۱۱] Cultural drift

[۱۲] Hilton

[۱۳] Sheraiton

[۱۴] Continental

[۱۵] Singer

[۱۶] Standard Oil

[۱۷] Royal Dutch Shell

[۱۸] International Harvester

[۱۹] Westinghouse Electronic

[۲۰] Gillette

[۱] صدر موسوی، میرستار و جواد دخیلی کهنمویی ( ۱۳۸۳ ) درآمدی بر برنامه ریزی تفریحگاه های توریستی، نشریه دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، شماره پیاپی ۱۷ ، دانشگاه تبریز

[۲] Thomas R., Pigozzi B. and Sambrook R, (2005) Tourist Carrying Capacity Measures: Crowding Syndrome in the Caribean, The Professional Geographer, Vol. 57, No. 1, pp. 13-20.

[۳] WTO, http://www.world-tourism.org/newsroom/Release/2005/July, 2005b.

[۴] WTO, http://www.world-tourism.org/facts/menus.html, 2004b.

[۵] Papatheodorou A. Haiyan S., (2005) International Tourism Forecast: Time Series Analysis of World and Regional Data, Tourism Economics, Vol. 11, No. 1, pp 11-23.

[۶] حیدری چیانه، رحیم ( ۱۳۸۳ ) ارزیابی برنامه ریزی صنعت گردشگری در ایران، رساله دکتری رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه تبریز.

[۷] محلاتی، صلاح الدین ( ۱۳۸۰ ) درآمدی بر جهانگردی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران

[۸] رضوانی، علی اصغر( ۱۳۸۵ ). جغرافیا و صنعت توریسم .تهران: دانشگاه پیام نور

[۹] شمس، مجید، امینی، نصیره،۱۳۸۸، ارزیابی شاخص فرهنگ ایرانی و تاثیر آن در توسعه گردشگری، فصل نامه علمی پژوهشی جغرافیای انسانی، سال اول، شماره چهارم

[۱۰]   وای گی، چاک ( ١٣٧٧ )؛ جهانگردی در چشم اندازی جامع، مترجمان: علی پارسائیان و محمد اعرابی، چاپ اول، تهران، دفتر پژوهش های فرهنگی.

[۱۱] مدهوشی، مهرداد، ناصرپور، نادر، ۱۳۸۲، ارزیابی موانع توسعه صنعت گردشگری در استان لرستان، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره ۲۸

[۱۲] عسگری، علی ( ١٣٧٩ )؛ سازماندهی و مدیریت بخش جهانگردی ایران، رساله دکتری، تهران، دانشگاه تهران.

[۱۳] نظری، گودرز ( ١٣٨٠ )؛ راهنمای جهانگردی استان لرستان، چاپ اول، خرم آباد، کانون آگهی و تبلیغات جهانگردی

[۱۴] مدهوشی، مهرداد، ناصرپور، نادر، ۱۳۸۲، ارزیابی موانع توسعه صنعت گردشگری در استان لرستان، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره ۲۸

[۱۵] Master Hoda & prideaux Bruce (1998); “Culture and vacation Satisfaction: a Study of Taiwanese tourists in South East Queens land”, Tourism Management, 21 (2000).

[۱۶] ناصری، مسعود ( ١٣٧۵ )؛ شناسایی موانع مؤثر توسعه صنعت توریسم ایران و طراحی الگوی تبیینی برای گسترش و جذب توریسم، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه تربیت مدرس

[۱۷] همان.

[۱۸] مدهوشی، مهرداد، ناصرپور، نادر، ۱۳۸۲، ارزیابی موانع توسعه صنعت گردشگری در استان لرستان، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره ۲۸

[۱۹] کاظمی، مهدی : میراث فرهنگی توسعه جهانگردی، فصل نامه مطالعات جهانگردی شماره۱، ۱۳۸۳.

[۲۰] گی، چاک، وای ( ۱۳۷۷ ) جهانگردی در چشم اندازی جامع، ترجمه علی پارسائیان وسید محمد اعرابی، دفتر پژوهشهای فرهنگی، تهران.

[۲۱] A: W.T.O, (2000); W.T.O Annual Report, Madrid: WTO

[۲۲] Thomas R., Pigozzi B. and Sambrook R, (2005) Tourist Carrying Capacity Measures: Crowding Syndrome in the Caribean, The Professional Geographer, Vol. 57, No. 1, pp. 13-20.

[۲۳] صدر موسوی، میر ستار، دخیلی کهنموئی، جواد، ۱۳۸۶، ارزیابی وضعیت تسهیلات گردشگری استان آذربایجان شرقی از دید گردشگران، مجله پژوهش های جغرافیایی، شماره ۶۱

[۲۴] باهر، حسین ( ۱۳۷۷ ) دگراندیشی پیرامون گردشگری (ایرانگردی و جهانگردی)؛ فصلنامه مطالعات مدیریت، شماره ۲۰ دانشکده حسابداری و مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی، تهران.

[۲۵] WTO, http://www. answers. com/ tourism&r =67, 2004a.

[۲۶] استاد حسین، رضا ( ۱۳۷۹ ) صنعت گردشگری و جنبه های اقتصادی آن، تازه های اقتصاد، شماره ۹۰

[۲۷] WTO, Cultural Tourism and Poverty Alleviation: The Asia Pacific Perspective, Vol. 1, No. 1, 2005a, pp 1-265.

[۲۸] داس ویل، راجر( ۱۳۷۹ ) مدیریت جهانگردی مبانی راهبردها و آثار؛ ترجمه: سید محمد اعرابی و داود ایزدی؛ دفتر پژوهشهای فرهنگی، چاپ دوم تهران.

[۲۹] Kin Hang (2004) The Southern Sound (Nanyin): Tourism for the Preservation and Dِevelopment of Traditional Arts, Asia Pacific Journal of Tourism Research, Vol. 9, No. 4, pp. 373-382.

[۳۰] گی، چاک، وای ( ۱۳۷۷ ) جهانگردی در چشم اندازی جامع، ترجمه علی پارسائیان وسید محمد اعرابی، دفتر پژوهشهای فرهنگی، تهران.

[۳۱] Charlsen, J. and Jafari, J. (1996) “Culture and International Tourism”, Annals of Tourism Research, vol23, No4, pp 955-58.

[۳۲]  Swarbrooke, J. (1999) Sustainable tourism management, CABI, publishing.

[۳۳] همایون، محمدهادی : پیامدهای فرهنگی توسعه جهانگردی، نشریه اندیشه صادق، شماره ۵، ۱۳۸۱.

[۳۴] Williams, S. (2000) Tourism geography, Routledge.

[۳۵] Cooper, F. Shepherd, G. (2000) Tourism Principles & Practice, wanhill, Longman.

[۳۶] فرخی، مرتضی : پیش درآمدی بر تأثیرات فرهنگی و اجتماعی صنعت جهانگردی، فصل نامه مطالعات دفاعی استراتژیک، ۱۳۷۸.

[۳۷] کاظمی، مهدی : میراث فرهنگی توسعه جهانگردی، فصل نامه مطالعات جهانگردی شماره۱، ۱۳۸۳.

[۳۸] Swarbrooke, J. (1999) Sustainable tourism management, CABI, publishing.

[۳۹] Brown, F, (2000)”Tourism Reassessed: Blight or Blessing, Butter worth”, Heinemann.

[۴۰] Williams, S. (2000) Tourism geography, Routledge.

[۴۱] Collins, L. R. (1978) “Review of Hosts and Guests an Anthropology of Tourism”, Annals of Tourism Research, 5, 278- 800.

[۴۲] Shaws, G. and Williams, A. (2002) Critical Issues in Tourism: A geographical review, Blackwell.

[۴۳] تولایی، سیمین، شاهدی، ناصر، ۱۳۸۷، ارزیابی آثار دموگرافیک و فرهنگی گردشگری در سرعین اردبیل، نشریه علوم جغرافیایی، جلد۸، شماره۱۱

[۴۴] الوانی، مهدی، دهدشتی، زهره، ۱۳۷۳ ، اصول و مبانی جهانگردی، ناشر: معاونت اقتصادی و برنامهریزی بنیاد مستضعفان،ص ۵۱

[۴۵] . رنجبریان، بهرام و زاهدی، محمد، ۱۳۸۴ ، شناخت گردشگری، انتشارات چهارباغ،ص ۲۲

[۴۶] . مهرآذین، هاشم، ۱۳۷۹ ، راه آهن ۱ روسازی و برقی کردن، انتشارات پرتو نگار، چاپ سوم،ص ۲

[۴۷]  رهنمایی، محمد تقی، ۱۳۷۷ ، بخش خصوصی دلهره بازگشت سرمایه، ماهنامه گردشگری، سال اول، شماره ۲،ص ۵۹

[۴۸] دیاکونوف، میخا ئیلویچ، ۱۳۶۴ ، تاریخ ایران باستان، ترجمه روحی ارباب، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب،ص ۲۲

[۴۹]  عبدلی فرد، فریدون، ۱۳۸۳ ، چاپارخانه و راه های چاپاری در ایران، تهران: انتشارات هیرمند، جلد اول،ص ۱۹-۲۰.

[۵۰]  رهنمایی، محمد تقی، ۱۳۷۷ ، بخش خصوصی دلهره بازگشت سرمایه، ماهنامه گردشگری، سال اول، شماره ۲،ص ۵۷-۵۸.

[۵۱] فرقاندوست حقیقی، کامبیز، هاشمی سلیمانی، سید هادی، بررسی موانع توسعه سرمایه گذاری بخش خصوصی در صنعت جهانگردی ایران، دومین کنفرانس بین المللی توسعه نظام تامین مالی در ایران

[۵۲] الوانی، سید مهدی ؛ و پیروزبخت، معصومه( ۱۳۸۵ ). فرایند مدیریت جهانگردی. تهران: دفتر پژ.هش های فرهنگی

[۵۳] پاپای یزدی، محمدحسین ؛ و سقایی، مهدی( ۱۳۸۶ ). گردشگری(ماهیت و مفاهیم). تهران: انتشارات سمت،

[۵۴] بهار، مهرداد( ۱۳۸۴ ). از اسطوره تا تاریخ . تهران: نشر چشمه

[۵۵] The World Commission on Environment and Development (1987).” Our Common Future”. Oxford University Press: New York.

[۵۶] Barlett , P.F., Chase,G. W.( 2004). “Sustainability on Campus: Stories and Strategies for Change”. MIT Press, Cambridge, MA, P.327.

[۵۷]  افتخاری، رکن الدین، عبدالرضا و دیگران (۱۳۸۹).” راهبردهای توسعه آموزش توسعه پایدار در ایران” . فصلنامه علمی- پژوهشی انجمن جغرافیای ایران ، شماره ۲۵، ۱۳۸۹.

[۵۸] Seers, D. (1969).”The Meaning of Development”. International Development Review. Vol.11 No.1. PP. 3-4.

[۵۹]  زاهدی، شمس السادات (۱۳۸۶).” توسعه پایدار” . تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت).

[۶۰] United Nations Conference on Sustainable Development.( 2012).” Available at: www.uncsd2012.org” .

[۶۱] Landon, M.( 2006.) ” Environment, Health and Sustainable Development”. Open University Press, London, P. 4.

[۶۲] Seers, D. (1969).”The Meaning of Development”. International Development Review. Vol.11 No.1. PP. 3-4.

[۶۳] زاهدی، شمس السادات (۱۳۸۶).” توسعه پایدار” . تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت).

[۶۴] Seers, D. (1969).”The Meaning of Development”. International Development Review. Vol.11 No.1. PP. 3-4.

[۶۵] The World Commission on Environment and Development (1987).” Our Common Future”. Oxford University Press: New York.

[۶۶]  نوابخش، مهرداد، اسحاق ارجمند سیاه پوش، ۱۳۸۸ مبانی توسعه پایدار شهری، چاپ اول، انتشارات جامعه شناسان.

[۶۷]  نراقی، یوسف، ۱۳۸۰ ، جامعه شناسی و توسعه، چاپ اول، نشر فرزان روز.

[۶۸]  نوابخش، مهرداد، اسحاق ارجمند سیاه پوش، ۱۳۸۸ مبانی توسعه پایدار شهری، چاپ اول، انتشارات جامعه شناسان.

[۶۹]  ساخاروپولوس، جرج، ۱۳۷۳ ، آموزش برای توسعه، انتشارات سازمان برنامه و بودجه

[۷۰]  ازکیا، مصطفی، غلامرضا غفاری، ۱۳۸۸ ، جامعه شناسی توسعه، چاپ هشتم، انتشارات کیهان.

[۷۱]  کاشانی، مجید، ۱۳۷۵ ، جامعه شناسی آموزش و پرورش، انتشارات دانشگاه پیام نور

[۷۲]  عظیمی، حسین، ۱۳۸۳ ، مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران، انتشارات نی

[۷۳]  ازکیا، مصطفی، غلامرضا غفاری، ۱۳۸۸ ، جامعه شناسی توسعه، چاپ هشتم، انتشارات کیهان.

[۷۴]  کاشانی، مجید، ۱۳۷۵ ، جامعه شناسی آموزش و پرورش، انتشارات دانشگاه پیام نور