روایی تحقیق کیفی

روایی در تحقیق کیفی

چکیده

اغلب تحقیقات کیفی پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری مبتنی بر پارادایم تفسیری هستند که مبانی و اصول آن ها با پارادایم اثبات گرایی و تحقیقات کمی متفاوت است. بنابراین محققان کیفی مقطع دکتری باید در بکارگیری مفاهیم و معیارهای تحقیق که ریشه در پارادایم اثبات گرایی دارند هشیار بوده و از چشم انداز هستی شناسی و معرفت شناسی پارادایم تفسیری به این مفاهیم و معیارها بنگرند. یکی از عمده ترین ابهامات و چالش هایی که محققان کیفی با آن مواجه اند موضوع روایی در تحقیقات کیفی است. محققان کیفی نسبت به این مفهوم موضع گیری های متفاوتی داشته اند و در این راستا برخی محققان با تعریف مناسب این مفهوم در بستر پارادایم تفسیری به ارائه نوع شناسی هایی از آن پرداخته و استراتژی هایی را برای ارتقاء آن ارائه کرده اند.

واژگان کلیدی

تحقیق کیفی، معیار روایی، پارادایم تفسیری

مقدمه

از آنجا که معیار روایی ریشه در تحقیقات کمی و مبانی فکری آن دارد، این امر موجب شده که اندیشمندان تحقیق کیفی موضع گیری های متفاوتی نسبت به این معیار داشته باشند، از سوی دیگر منتقدان تحقیقات کیفی همواره تحقیقات کیفی را از جنبه روایی آن مورد نقد قرار داده اند. بنابراین بحث پیرامون معیار روایی تحقیقات کیفی مستلزم درک نگرش های فلسفی و تئوریکی آنست و بر مبنای این نگرش ها، می توان معیار روایی را تعریف مجدد نمود.

پارادایم های تحقیق علمی

در دهه ی ۱۹۷۰ کوهن مفهوم پارادایم را برای تبیین پیشرفت های علمی در جهان ارائه نمود و اظهار داشت پارادایم ها روش تفسیر جهان و مبانی فلسفی، تئوریکی و متدولوژیکی انجام تحقیق را ارائه می دهند.

دو پارادایم عمده معرفت شناسی علوم اجتماعی، اثبات گرایی و تفسیرگرایی می باشند. کانون پارادایم اثبات گرایی، شناخت مبتنی بر قیاس و مشاهده پدیده بعنوان یک واقعیت عینی مجزا است. اصول پارادایم اثبات گرایی عبارتند از:

  • برای کسب دانش در مورد رویدادهای طبیعی و اجتماعی یک روش واحد وجود دارد، از اینرو دانشمندان علوم اجتماعی باید از مدل تحقیق علمی علوم طبیعی پیشرفته استفاده کنند.
  • آن بخشی از دانش که بطور محض مفهوم سازی نمی شود بر اساس تجربه حسی استوار بوده و همه گفته ها در مورد چنین تجاربی باید بر مشاهده ی مستقیم مبتنی باشد و لذا تابع توافق مشاهده گران رفتار بازیگران اجتماعی می باشد.
  • بین واقعیت و ارزش یعنی آن چه هست و آن چه باید باشد جدایی قطعی وجود دارد و نقش دانشمند گردآوری واقعیت است نه تأمل در باب ارزش ها. دانشمند نه علاقه و نه احساس مسئولیتی نسبت به کاربرد دانش دارد، بلکه او صرفا تلاش می کند تا دانش خلق شود و دیگران از آن استفاده کنند.
  • اهداف تحقیق علمی عبارتند از: تبیین، پیش بینی و کنترل.
  • رابطه بین تئوری و عمل رابطه ای بعید و دور است.

سلطه ی پارادایم اثبات گرایی بر تحقیقات علوم اجتماعی بویژه در اواسط قرن بیستم و عدم کفایت آن در توضیح رفتار اجتماعی موجب شد تا امروزه بر این پارادایم انتقادات عمده ای همچون در نظر نگرفتن بسترهای فرهنگی و تاریخی، نقش ارزش ها و نیات درونی افراد و عدم توجه به مباحث زیباشناختی وارد شود. در جهت رفع محدودیت های اثبات گرایی حرکت های مختلفی صورت گرفته که از مهمترین آن ها تئوری تفسیری اجتماعی می باشد. پارادایم تفسیرگرایی ریشه در کار فلسفی ادموند هوسرل دارد. هوسرل مبنایی فلسفی برای بررسی علمی جستجو می کرد که بتواند پیش فرض ها و پایه های استدلالی که اثبات گرایی بر آن بنا شده بود را فرو ریزد و مستقیما به طرف درکی از معنی عمل انسان حرکت کند. این رویکرد در پی آن است تا تعاریف یا توصیف هایی از عمل انسان ها را که بر اساس مشاهده محققان از رفتار آنان ارائه شده است، مورد تردید قرار دهد و در عوض معنی واقعی چنین اعمالی را از منظر و دیدگاه خود مشارکت کنندگان درک کند. در این دیدگاه انسان ها بعنوان موجوداتی هوشیار تصور می شوند که با قصد قبلی عملی را انجام می دهند و معنای خاصی به اعمالشان می دهند. توانایی انسان برای دادن معانی مختلف به عمل خود باعث می شود واقعیتی که بوسیله دانشمند اجتماعی بررسی می شود کاملا متفاوت با واقعیت مورد بررسی دانشمند طبیعی باشد و بنابراین متدولوژی دانشمند علوم طبیعی نمی تواند بوسیله دانشمند اجتماعی تقلید گردد.

پارادایم تفسیرگرایی (و اغلب رویکردهای منتقد به پارادایم اثبات گرایی) از روش های کیفی در تحقیقات علوم اجتماعی بهره می گیرد. بنابراین هدف تحقیق کیفی، درک جهان اجتماعی از منظر پاسخگویان (مشارکت کنندگان) توسط توصیفات دقیق و کامل از اقدامات شناختی و سمبلیک آن ها و شناخت معنی مرتبط با رفتار آن ها می باشد. این پارادایم، قوانین جهانشمول مجزا از زمینه های اجتماعی و تاریخی را رد می کند و جدایی محقق و پاسخگو را کاهش می دهد.

در عرصه تحقیقات سازمانی نیز در نتیجه ی نادیده گرفتن تفاوت های میان علوم طبیعی و اجتماعی، محققان سنتی مدیریت عموما پدیده سازمانی و انسانی را بر مبنای اصول علوم طبیعی و پارادایم اثبات گرایی مفهوم سازی می کردند که منجر به پایدار شدن مشکلات روش شناسی می گردید. دلیل عمده نادیده گرفتن این مشکلات روش شناسی، تمایل برای ایجاد یک دانش سازمانی جهانشمول بود، اما در نهایت گرایش مطالعات مدیریت و سازمان بسوی تحقیقات کیفی دلالت بر ایجاد نارضایتی های بسیار در مورد مشکلات پارادایم اثبات گرایی دارد.

تحقیقات کیفی پایان نامه های دکتری 

تحقیقات کیفی شامل نگرش های فلسفی، تکنیک ها، ابزارهای تحقیق و سبک های متنوعی می باشند، بگونه ای که تئوری انتقادی، تحلیل گفتمان، قوم شناسی، هرمونتیک، تحلیل روایتی، تئوری زمینه ای، مشاهده مشارکتی، تحقیق موردی و موارد بسیار دیگری، همه تحت عنوان تحقیق کیفی شناخته شده اند. این رشد سریع و گسترده تحقیقات کیفی در سال های اخیر با ایجاد برخی ابهامات و چالش هایی که محققان کیفی با آن روبرو می باشند مفاهیم کیفیت در تحقیقات کیفی است که از جمله مهم ترین آن ها مفاهیم روایی و اعتبار است. چون این دو مفهوم ریشه در پارادایم اثبات گرایی و تحقیقات کمی دارند، لذا بهره گیری از این مفاهیم در پارادایم تفسیری و تحقیقات کیفی نیازمند تعریف مجدد آن ها بر مبنای معرفت شناسی و هستی شناسی این پارادایم می باشد. در ادامه این مقاله به بررسی مفهوم روایی در تحقیقات کیفی می پردازیم.

روایی

ریشه های معیار روایی را می توان در پارادایم اثبات گرایی یافت. در اصطلاح شناسی اثبات گرایی، روایی در کنار سایر مفاهیم تجربی همچون قوانین جهانشمول، شواهد، عینیت، قیاس، واقعیت، منطق و داده های آماری می باشد. در تحقیق کمی، روایی را می توان این گونه تعریف نمود: «یک تحقیق تا چه حد دقیقا آن چه را که قصد ارزیابی اش را داشته، سنجیده است».

تعریف فوق در تحقیقات کیفی جایگاه چندانی ندارد، چرا که در تحقیق کیفی، هدف ارزیابی چیزی نیست، بلکه درک جهان اجتماعی از منظر پاسخگویان (مشارکت کنندگان) بوسیله توصیف و دقیق از اقدامات شناختی و نمادین آن ها و شناخت معنی مرتبط با رفتار قابل مشاهده آن ها می باشد.

محققان کیفی در رابطه با بحث روایی موضع گیری های مختلفی داشته اند، برخی معتقدند که روایی بعنوان یک معیار سنتی کمی هیچ ارتباطی با تحقیق کیفی ندارد و چون فرضیات شناخت شناسی و هستی شناسی پارادایم های کمی و کیفی متفاوتند لذا باید مفهوم روایی نیز در تحقیقات کیفی کنار گذاشته شود. البته بیشتر محققان کیفی نگرش متعادل تری نسبت به بحث روایی دارند و معتقدند که برخی مطالعات کیفی بهتر از برخی دیگر هستند و اغلب واژه روایی را برای اشاره به این تفاوت ذکر می نمایند. این محققان کیفی هنگامی که از روایی تحقیق صحبت می کنند معمولا به واژه هایی همچون باورپذیری، قابل دفاع و امانت دار بودن اشاره می کنند. بنابراین تفکر در زمینه مفهوم روایی در تحقیق کیفی و ارائه استراتژی هایی برای حداکثر نمودن روایی در آن، قابل ملاحظه و مهم می باشد.

بر خلاف تحقیقات کمی، در میان تحقیقات کیفی هیچ آزمون استانداردی برای روایی وجود ندارد و غالبا ماهیت تحقیق توسط خود محقق تعیین و جرح و تعدیل می شود و حتی ممکن است هیچ فرضیه اولیه ای وجود نداشته باشد. بنابراین ماهیت مفهوم روایی در تحقیقات کیفی به بازنمایی مشارکت کنندگان، اهداف تحقیق و مناسب بودن فرآیندها ارتباط دارد.

یکی از محققان در تلاش برای پاسخ به چگونگی بررسی روایی در تحقیقات کیفی، میان روایی داده و تعمیم پذیری نتایج تمایز قائل شده است. روایی داده به هدف مطالعه بستگی دارد، این بخش از بحث روایی برای تحقیق کیفی قابل بررسی و استفاده است، بگونه ای که در تحقیق کیفی تعامل میان محقق و پاسخگو منجر به شرایطی می شود که امکان جمع آوری داده های خوب را فراهم ساخته و هدف تحقیق را تأمین می نماید. در تحقیق کیفی مفهوم یک گزاره توسط محقق و پاسخگو از زوایای مختلفی کنترل و بحث می شود در حالی که در تحقیق کمی کیفیت اطلاعات قربانی استانداردسازی می گردد. در این راستا استن باکا معتقد است که در تحقیق کیفی پاسخ به پرسش چگونگی کسب روایی مناسب بسیار آسان است، بعبارتی در تحقیق کیفی زمانی درک پدیده دارای روایی است پاسخگو بخشی از بستر مسئله بوده و به وی فرصتی برای صحبت آزاد مطابق ساختار فکری اش داده شود.

برخی محققان (بویژه محققان کیفی) بیان داشته اند که روایی صرفا آزمونی واحد برای فرآیند تحقیق بعنوان یک کل نیست، بلکه می توان معیار روایی را با توجه به عقاید محقق بصورت متفاوت برای هر یک از مراحل فرآیند، در صورت نیاز بکار برد.. با این نگرش، ماکسول پنج نوع از روایی را در ارتباط با مراحل مختلف تحقیق تعریف کرده است. در ادامه این مقاله، نوع شناسی انجام شده توسط ماکسول و برخی استراتژی های ارتقاء روایی تحقیقات کیفی ارائه می گردد. جدول شماره (۱) فهرستی از استراتژی های ارتقاء روایی در تحقیقات کیفی را نشان می دهد.

استراتژیتوصیف
مطالعه میدانی گستردهجمع آوری اطلاعات از زمینه توسط محققان تا حد امکان در یک دوره زمانی گسترده
حداقل مداخله در توصیفبهره گیری از عبارات توصیفی مانند «نقل قول» (گزارش پدیده طبق روایت اطلاع رسان)
تکثر گرایی دادهبهره گیری از منابع مختلف داده برای درک بهتر یک پدیده
تکثر گرایی روشبهره گیری از چندین روش تحقیق برای مطالعه یک پدیده
تکثر مشاهده گربهره گیری از چندین مشاهده گر (محقق) در جمع آوری و تفسیر داده ها
تکثر گرایی تئوریبهره گیری از چندین تئوری و نگرش برای تفسیر و تبیین داده ها
بازخور مشارکت کنندهارائه تفسیرها و نتایج به مشارکت کنندگان توسط محقق و تعیین و اصلاح موارد بد درک نشده
دریافت نظرات همکارانبررسی تبیین ها و نتایج محقق توسط دیگر محققان و همکاران
موارد خلاف انتظارجستجو و بررسی موارد ناسازگار با تبیین های محقق
بازتاب پذیریخودآگاهی و خودانتقادی محقق نسبت به سوگیری های بالقوه اش و چگونگی تأثیر آن ها بر فرآیند و نتایج تحقیق
سازگاری با الگوی تئوریکپیش بینی یک سری از نتایج بر مبنای الگوی تبیین شده و سپس تعیین درجه انطباق نتایج واقعی با الگوی پیش بینی شده

جدول ۱- استراتژی های ارتقاء روایی تحقیق کیفی

روایی توصیفی

روایی توصیفی به صحت داده ای موضوع گزارش شده توسط محقق اشاره می نماید پرسش های کلیدی در روایی توصیفی عبارتند از: آیا رویدادی که توسط محقق گزارش شده است، واقعا در گروه مورد مطالعه اتفاق افتاده است؟ و آیا محققان دقیقا آنچه را که دیده و شنیده اند، گزارش کرده اند؟ بعبارت دیگر روایی توصیفی به صحت در گزارش اطلاعات توصیفی در پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری و نیز پروپوزال تحقیق (مانند توصیف حوادث، اشیاء، رفتارها، افراد، مجموعه ها، زمان ها و مکان ها) اشاره دارد. این نوع از روایی بدین جهت مهم می باشد که یکی از اهداف عمده در همه تحقیقات کیفی، توصیف است.

استراتژی مؤثر برای کسب روایی توصیفی، تکثر مشاهده گران می باشد. در روایی توصیفی، تکثر مشاهده گران به معنی استفاده از چندین مشاهده گر برای ثبت و توصیف رفتار مشارکت کننده ها و زمینه ای که در آن قرار دارند می باشد. بهره گیری از چندین مشاهده گر امکان کنترل چندگانه مشاهدات برای اطمینان از توافق مشاهده گران در مورد آن چه اتفاق افتاده را بوجود می آورد. زمانی که مشاهدات توسط چندین مشاهده گر تأیید شود، امکان کمتری وجود دارد که ناظران خارجی تحقیق، صحت مشاهدات گزارش شده را مورد شک قرار دهند.

روایی تفسیری

محققان کیفی صرفا به ارائه یک توصیف بهتر از اشیاء فیزیکی، حوادث و رفتارها در مجموعه مورد تحقیق اکتفا نمی کنند بلکه به معانی که افراد مورد مطالعه به این اشیاء، حوادث و رفتارها می دهند نیز توجه می کنند. در حالی که روایی توصیفی به صحت در گزارش کردن داده ها اشاره می نماید، روایی تفسیری نیاز به ایجاد پنجره ای به درون اذهان افراد مورد مطالعه دارد. روایی تفسیری به بازنمایی دقیق مفهومی که مشارکت کننده به موضوع مورد مطالعه پایان نامه داده است اشاره می کند. بطور مشخص تر، روایی تفسیری به درجه ای که نگرش، افکار، احساسات، نیات و تجربیات مشارکت کننده بطور دقیق توسط محقق درک و گزارش می شود ارتباط دارد.

یک بخش مهم تحقیق کیفی درک جهان درونی مشارکت کنندگان است و روایی تفسیری بیانگر درجه دقت در ارائه این جهان درونی است. دقت روایی تفسیری نیازمند این است که محقق اذهان و تفکرات مشارکت کنندگان را درک نماید و از نگاه آن ها به موضوع بنگرد و آن چه را که آن ها احساس می کنند، احساس کند و در نهایت بیانی معتبر از این دیدگاه ها ارائه کند.

مهم ترین استراتژی برای کسب روایی تفسیری، بازخور مشارکت کننده است. در این استراتژی، محقق تفسیرهای خود را به مشارکت کنندگان ارائه نموده و زمینه های بد درک شده را مشخص و اصلاح می کند، بعبارتی آیا افراد مورد مطالعه با آن چه محقق در مورد آن ها گفته است، موافقند؟ البته این استراتژی بی نقص نیست و در مواردی امکان دارد مشارکت کنندگان سعی نمایند که چهره خوبی را از خود ارائه کنند.

استراتژی دیگر، استفاده از برخی توصیف کننده ها هنگام نوشتن گزارش تحقیق است، بطوری که خواننده بتواند زبان، لهجه و معانی خاص مشارکت کنندگان را حس کند. بعنوان مثال، یک نقل قول مستقیم که در آن دقیقا واژه های بیان شده توسط مشارکت کننده در داخل گیومه ذکر گردیده، می تواند توصیف کننده مناسبی باشد.

روایی تئوریکی

سومین نوع روایی در تحقیق کیفی، روایی تئوریک است و به میزان سازگاری بین تبیین تئوریکی تحقیق کیفی با داده ها ارتباط دارد. تئوری به مباحث چگونگی و چرایی عمل یک پدیده اشاره می نماید و معمولا انتزاعی تر از توصیف و تفسیر بوده و تبیینی از پدیده ارائه می کند. هر تئوری دو جزء دارد: مفاهیم یا دسته بندی هایی که تئوری بکار می گیرد، و روابطی که تصور می شود میان این مفاهیم وجود دارد. در ارتباط با این دو جنبه تئوری، روایی تئوری نیز دارای دو جنبه می باشد: روایی مفاهیم بکار رفته برای پدیده و روایی روابط فرض شده میان مفاهیم.

در تحقیق کیفی شکل گیری مفهوم یک بخش اصلی از تحلیل داده ها است و در طی جمع آوری داده ها شروع می شود، بنابراین مفهوم سازی روشی است که محقق کیفی، داده ها را سازماندهی و درک می کند. یکی از تفاوت های عمده میان تحلیل های کمی و کیفی در این است که محققان کمی، تحلیل داده ها را تا موقعی که همه داده ها جمع آوری و بصورت اعداد تبدیل نشوند شروع نمی کنند، آن ها سپس بمنظور مشاهده الگوها و روابط، این اعداد را دستکاری می نمایند. محققان کیفی نیز به دنبال یافتن الگوها و روابط می باشند اما آن ها تحلیل را در حالی که هنوز در حال جمع آوری داده ها هستند شروع می کنند، بگونه ای که نتایج تحلیل های اولیه مراحل بعدی جمع آوری داده را هدایت می کند. به عبارتی دیگر تئوری و اطلاعات بموازات هم حرکت می کنند و مکمل یکدیگرند.

یک استراتژی برای ارتقاء روایی تئوریکی مطالعه میدانی گسترده است. در این استراتژی محقق باید زمان کافی را برای مطالعه مشارکت کنندگان تحقیق و زمینه مربوط صرف نماید بگونه ای که از پایداری و صحیح بودن الگوهای رابطه ای ارائه شده مطمئن گردد و چرایی این روابط را درک کند.

استراتژی دیگر برای ارتقاء روایی تئوریکی، تکثرگرایی تئوریک است. در این استراتژی محقق این امر را بررسی می نماید که پدیده مورد مطالعه چگونه توسط تئوری های مختلف تشریح و تبیین شده است. تئوری های مختلف به محقق بینش هایی را می دهد که وی را برای ایجاد یک تبیین مستدل تر کمک می کند.

در حین این که محقق تبیین تئوریکی اش را توسعه می دهد، بایستی برخی پیش بینی ها را بر مبنای آن انجام داده و دقت و صحت پیش بینی ها را بررسی نماید، در این راستا محقق می تواند از استراتژی سازگاری با الگوی تئوریک بهره بگیرد. همچنین محقق می تواند از استراتژی موارد خلاف انتظار در حین توسعه تبیین تئوریکی استفاده کند، بگونه ای که محقق در جستجوی موارد یا نمونه هایی می باشد که متناسب با تبیین تئوریکی اش نیست و از این طریق، داده هایی که از تبیین تئوریکی پشتیبانی نمی کند را یافته و بررسی می نماید و در صورت لزوم تبیین تئوریکی را اصلاح می کند. استراتژی دیگر برای ارتقاء روایی تئوریکی دریافت نظرات همکاران می باشد که در آن محقق زمانی را صرف بحث بر روی تبیین هایش با همکاران کرده و با آن ها بدنبال شناسایی مشکلات می پردازد. در پایان، تبیین های نهایی محقق بایستی بطور دقیق، اکثریت افراد تحت مطالعه را در بر بگیرد.

تعمیم پذیری

تعمیم پذیری اشاره به حدی دارد که می توان موضوع یک موقعیت یا جمعیت خاص را به دیگر افراد، زمان ها یا مجموعه ها گسترش داد. تعمیم پذیری در تحقیقات کیفی نسبت به تحقیقات کمی نقش متفاوتی را ایفا می کند، زیرا مطالعات کیفی معمولا برای تعمیم سیستماتیک به جامعه های وسیع تر طراحی نمی شوند. در تحقیق کیفی تعمیم پذیری دارای دو جنبه می باشد: تعمیم میان جامعه، گروه یا سازمان مورد مطالعه به افراد، رویدادها و مجموعه هایی که مستقیما مشاهده و یا مصاحبه نشده اند، و تعمیم به سایر جوامع، گروه ها یا سازمان ها.

ماکسول اولین جنبه را تعمیم پذیری درونی و جنبه دوم را تعمیم پذیری بیرونی می نامد. در تحقیقات کیفی، اهمیت تعمیم پذیری درونی بیش از تعمیم پذیری بیرونی است زیرا محققان کیفی بندرت ادعای صریحی در مورد تعمیم پذیری بیرونی یافته هایشان می نمایند. اهمیت تعمیم پذیری درونی برای تحقیق کیفی را می توان با مثالی از مصاحبه های تفسیری نشان داد. معمولا محقق در حصور فرد، مصاحبه مختصری انجام می دهد و با توجه به آن زمان مختصر، استنباط هایی از کل زندگی پاسخگو (شامل اقدامات و نگرش ها) ارائه می کند. شاید این استنباط ها دارای روایی توصیفی، تفسیری و تئوریکی برای اقدامات و نگرش های فرد در مصاحبه باشد، اما ممکن است دیگر جنبه های نگرش فرد که در مصاحبه و تئوری داده بنیاد در پایان نامه های دکتری بیان نشده را درک نکند و به آسانی منجر به تعمیم های اشتباه در مورد اقدامات فرد در خارج از موقعیت مصاحبه گردد، لذا تعمیم پذیری درونی بحثی مهم در مصاحبه های تفسیری است.

دو استراتژی مفید برای تقویت تعمیم پذیری درونی، کثرت گرایی روش و کثرت گرایی ابزار (در گردآوری اطلاعات) است. در کثرت گرایی روش، پژوهشگر از چارچوب یک طرح تحقیق خاص خارج شده و پژوهش های دیگری را با استفاده از طرح تحقیق تازه ای به قصد تکمیل تحقیقات اولیه خود پی می گیرد. کثرت گرایی در استفاده از طرح های گوناگون می تواند دو هدف را دنبال کند. اول آن که، از طریق مقایسه اطلاعات گردآوری شده از راه روش های گوناگون جنبه ای خاص از مسئله تحقیق پروپوزال و پایان نامه دکتری را مطالعه کرده و فرضیه ها را مستحکم و غنی تر می نماید. هدف دوم از بکارگیری طرح های پژوهشی مکمل یکدیگر، مطالعه جنبه های گوناگون یک پدیده اجتماعی است که احتمالا به کشف فرضیه ها و نتایج تازه ای می انجامد.

در کثرت گرایی ابزار، پژوهشگر از چارچوب طرح پژوهشی خود خارج نمی شود ولی در داخل آن از ابزارها و فنون متنوعی برای گردآوری داده استفاده می کند.

برخی محققان مانند استاک به بحث تعمیم پذیری بیرونی در تحقیق کیفی پرداخته اند و معتقدند که می توان تا حدی که سایر افراد، مجموعه ها و زمان ها مشابه افراد، مجموعه ها و زمان های مطالعه اصلی باشند، نتایج را تعمیم داد. استاک برای اشاره به این فرآیند تعمیم پذیری بر مبنای شباهت، از واژه تعمیم پذیری طبیعت گرایانه استفاده می کند. لذا برای کمک به خوانندگان یکی گزارش تحقیق کیفی در مورد قابلیت تعمیم، محقق کیفی باید انواع اطلاعات مانند تعداد و نوع افراد در مطالعه، چگونگی انتخاب آن ها برای مطالعه، اطلاعات زمینه ای، ماهیت رابطه محقق با مشارکت کنندگان، اطلاعات در مورد هر پاسخگو و متدهای جمع آوری و تحلیل داده های تحقیق را ارائه نماید. این اطلاعات معمولا در پایان بخش روش شناسی گزارش نهایی تحقیق ارائه می شود.

روایی ارزیابی

تمایز این جنبه از روایی با انواع ذکر شده در این است که شامل مباحثی در مورد کاربرد چارچوب های اخلاقی یا هنجاری و قضاوت هایی در مورد موضوع می باشد. روایی ارزیابی نیز مانند تعمیم پذیری بیرونی، چندان مورد تأکید محققان کیفی نیست چرا که اغلب محققان کیفی ادعایی در زمینه ارزیابی موضوع های مورد مطالعه شان ندارند.

سوگیری در تحقیق کیفی

یکی از روش های عملی برای اندیشیدن در مورد بحث روایی، توجه به خطاها و سوگیری ها است. تحقیق، خواه کیفی یا کمی، یک فعالیت انسانی است و بنابراین ممکن است مانند سایر فعالیت های انسان دارای اشتباه یا خطا باشد. برخی از منتقدان تحقیق کیفی معتقدند که سوگیری در این تحقیقات بیشتر است، زیرا تحقیقات کیفی پایان نامه و رساله دکتری نسبت به تحقیقات کمی ساختارمندی کمتری دارند و محققان کیفی آن چه را که می خواهند می یابند و سپس آن ها را در نتایج شان شرح می دهند.

برخی از منابع بالقوه سوگیری در تحقیق عبارتند از:

  • تأثیر محققان بر پاسخگویان و ارائه کنندگان اطلاعات؛
  • سوگیری های انتخاب؛ شامل انتخاب زمان ها، مکان ها، حوادث و افراد؛
  • قابلیت دسترسی به منابع یا انواع مختلف داده ها برای محققان مختلف؛
  • مشابهت و میل طبیعی محققان به انواع خاصی از افراد، طرح ها، داده ها، تئوری ها و مفاهیم؛
  • توانایی محققان؛ شامل دانش و مهارت هایشان؛
  • ترجیحات و تعهدات ارزشی محققان؛
  • قابلیت های شخصی محققان؛ برای مثال: ظرفیت شان برای تمرکز، بردباری و تحمل ابهام.

در حالی که شناسایی منابع سوگیری آسان است اما امکان ایجاد قوانین و رویه های مشخص روش شناختی برای رفع سیستماتیک سوگیری، بسیار کم است، بنابراین ما نیاز داریم تا به فرآیندهای شخصی و اجتماعی که می توانند سوگیری های محققان را کاهش داده و کیفیت تحقیق را حفظ کنند، توجه نمائیم .

یک استراتژی کلیدی برای درک سوگیری های محقق، بازتاب پذیری است. بگونه ای که محقق فعالانه سوگیری ها و تمایلات خویش را مورد بررسی قرار می دهد و از آن ها آگاه می گردد و در جهت نظارت و کنترل آن ها گام بر می دارد. اغلب محققان کیفی در طرح تحقیق شان بخش مجزایی تحت عنوان «سوگیری های محقق» در نظر می گیرند و در این بخش، سوابق و پیش زمینه های شخصی شان و این که چگونه ممکن است بر تحقیق اثر بگذارند و چه استراتژی هایی برای مورد ملاحظه قرار دادن مشکلات ناشی از آن ها استفاده خواهند کرد، را مطرح می کنند. علاوه بر این محققان کارشناسی ارشد و دکتری می توانند با بهره گیری از بازنگری داده ها و نتایج توسط مشارکت کنندگان و همکاران در جهت شناسایی سوگیری ها و رفع آن ها اقدام نمایند.

نتیجه گیری

با وجود این که معیار روایی ریشه در پارادایم اثبات گرایی و کمی دارد محققان کیفی می توانند با تعریف مجدد این معیار بر مبنای هستی شناسی و روش شناسی تفسیری از آن در جهت ارتقاء باورپذیری و قابل دفاع بودن تحقیق خود بهره بگیرند. این مقاله همچنین این نکته را به محققان کیفی تذکر می دهد که در بکارگیری مفاهیم و معبارهایی که ریشه در پارادایم اثبات گرایی دارند هشیار باشند و از چشم انداز هستی شناسی و روش شناسی پارادایم تفسیری به این معیارها و امکان بهره گیری از آن ها بنگرند.