اهمیت پیشینه تحقیق در فصل دوم

اهمیت پیشینه تحقیق در فصل دوم پایان نامه

فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد فصل ادبیات و پیشینه تحقیق است. نمونه های فصل دوم پایان نامه در سطوح کارشناسی ارشد و دکتری نشان میدهد که شناخت سوابق تحقیق در فصل ۲ دارای اهمیت زیادی است. پیشینه با مقدمه ای شروع میشود، بدنه ای دارد و به جمع بندی و نتیجه گیری ختم میشود که نحوه نوشتن و چگونگی نگارش سابقه تحقیق در فصل دوم پایان نامه از مهمترین بخش های انجام پایان نامه است. در واقع هر پدیده دارای سابقه با پیشینه ای است. وضع و شرایط امروز آن نیز تابع همین پیشینه و گذشته است. به عنوان مثال چگونه می توان تحقیقی در زمینه هایی همچون گسترش محصول، گسترش بازار و… در شرکت خاصی انجام داد، بدون آنکه سابقه شرکت را در نظر گرفت؟

سابقه و گذشته تحقیقات در پایان نامه

لذا معتقدیم تحقیق در امور بازرگانی، سازمانی، اجتماعی و انسانی از همین دیدگاه با تحقیقات فیزیکی و طبیعی تمایز می یابد، پدیده های اجتماعی و انسانی وابسته به گذشته اند و در زنجیره ای از تداوم جای می گیرند و هویت آنان بدون در نظر گرفتن گذشته ای که در آن تکوین و تداوم یافته اند، به دست نخواهد آمد، لذا سخن از پیوستار به میان می آوریم و در برابر جهش گرایان هیچ امری را در انقطاع از زنجیره ی تاریخی آن نمی بینیم و هر کوشش در راه انتزاع و جداسازی پدیده از متن تاریخی و گذشته آن را نادرست دانسته و در زمرهی دیدگاه ها و جریان هایی مانند تجرید گرایی می دانیم. لذا اعتقاد بر اینست، همانطور که شناخت درست باید با توجه به تمامی شرایط فعلی پدیده صورت گیرد، گذشته تاریخی آنرا نیز باید مد نظر قرار داد لذا سابقه و گذشته تحقیقات در پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

علت توجه به پیشینه در پژوهش

بدین ترتیب می توان گفت هر تحقیق درست، متضمن شناخت تحقیقات پیشین است. هیچ تحقیقی در خلأ صورت نمی گیرد، بنابراین، به طور طبیعی، هر پژوهش در تداوم پژوهش های پیشین به انجام می رسد. هم از دوباره کاری ها در آن اجتناب می شود، هم از دستاوردهای تحقیقات پیشین برخوردار می گردد. ارتقاء دانش نیز به همین تداوم بسته است. هر پژوهش باید متکی به دستاوردهای پیشین باشد، در حالیکه خود، هم سخنی تازه دارد و هم روش هایی دقیق تر در شناخت پدیده به کار می گیرد؛ بنابراین در هر طرح تحقیق باید از تحقیقات پیشین در زمینه مورد نظر مطلع شد و سپس تحقیق خود را در تداوم منطقی آنان جای داد.

تحقیقات بدون مبنای نظریه ای، اغلب نتایجی به دست می دهند که پژوهشگر توانایی تبیین آنها را ندارد. چنین تحقیقاتی البته می تواند به ایجاد یک نظریه مدد رساند اما اثر آن بر فهم ما از پدیده های مورد مطالعه، در مقایسه با پژوهشی که به نحو استوار بر نظریه ای مقدم مبتنی است، وضوح بسیار کمتری دارد و آنی و گذرا است.

محقق از یک پیشینه می تواند فرضیه هایی را استنتاج کند که یافته های مورد انتظار را، در یک موقعیت کاری ویژه، بیان می کنند. وی این پرسش را مطرح می کند که اگر پیشینه و نظریات، وضعیت موجود را به درستی خلاصه کرده باشد، چه روابطی بین متغیرها ایجاد خواهد شد و سپس برای اطمینان از این که داده های تجربی به دست آمده، فرضیه و به دنبال آن نظریه را تأیید می کند یا خیر، دست به تحقیق نظام مند خواهد زد.

دلایل بررسی پیشینه تحقیق

 برخی از پژوهشگران مبتدی، فقط به این دلیل که به مسأله ای علاقه مند شده اند و می خواهند درباره ی آن بیشتر بدانند، آنرا برای پژوهش انتخاب می کنند و ممکن است همین دلایل را توجیهی کافی برای انجام دادن پژوهش بدانند؛ اما معیار دیگری که باید به آن توجه کرد این است که پژوهش پیشنهادی چقدر در افزایش دانش نقش دارد. دانش پژوهشی و دانش شخصی یکی نیستند. هر دو دانش ارزشمندند، اما اهداف متفاوتی دارند و باید تابع معیارها و ضوابط متفاوتی باشند. دانش پژوهشی در مجلات علمی، کتاب ها و نشریاتی عرضه می شود که باید از نظر پژوهشگران حرفه ای، از جمله استادی که عهده دار مسئولیت تایید رساله هاست، معتبر باشد. همچنین، دانش پژوهشی تراکمی است، به این معنا که خوانندگان پژوهش می خواهند بدانند که چگونه هر پژوهش معین به معلومات قبلی در باب موضوع مورد نظر ارتباط می یابد و در افزایش آن نقش بازی می کند؛ بنابراین، اگر پژوهشگری صرفا بر پایه علایق و اهداف شخصی دست به پژوهش بزند و پیشینه آن را نادیده بگیرد، پرچمداران علم مربوط نمی توانند درباره ی اینکه آن پژوهش چه نقشی در افزایش دانش پژوهشی دارد قضاوت کنند.

اینکه فرآیند مشخص ساختن مسأله پژوهش رابر اساس اهداف وعلایق شخصی خود آغاز کنید کاملا قابل قبول است، اما باید به مطالعه ی گسترده دربارهی پیشینه ی پژوهشی مربوط نیز بپردازید. در این فرایند، باید سؤالاتی از این قبیل مطرح کنید و پاسخ دهید: آیا قبلا در این زمینه پژوهشی صورت گرفته است؟ اگر چنین است، چه دستاوردی حاصل شده است؟ چه نکته جدیدی می توان به معلومات پیشین افزود؟ آیا روش های مورد نظر من، نسبت به روش هایی که پژوهشگران دیگر استفاده کرده اند، بدتر است یا بهتر؟ آیا مسأله پژوهشی من مهم است یا مسائل پژوهشی مهم تری وجود دارد که باید به آن پرداخت؟

مطالعات پیشین و چگونگی نوشتن فصل دوم پایان نامه

پژوهشگری که قصد انجام یک پژوهش خاص را دارد، ابتدا باید پرسش هایی را که تاکنون در زمینه آن پژوهش شده است شناسایی، مطالعه و در صورت نیاز استخراج کند. بدین ترتیب پیشینه مطالعاتی عبارت است از: شناسایی و مطالعه نقادانه پژوهش هایی که در گذشته انجام شده است و با موضوع مورد پژوهش محقق، ارتباط موضوعی مستقیم و غیر مستقیم دارد. اصولا پژوهش، امری گروهی است نه فردی. هر مطالعه ضمن آن که مبتنی بر پیشینه و مطالعات قبلی است، خود نیز مقدمه و پایه ای برای مطالعات بعدی خواهد بود. هر قدر تعداد ارتباطها و پیوندهای ممکن یک مطالعه با مطالعات پیشین و تئوری های موجود بیشتر باشد، سهم و اهمیت آن نیز در بسط دانش آدمی بیشتر خواهد بود. اصولا بعد از انتخاب موضوع، پژوهشگر همواره باید به دنبال پیشینه مطالعاتی باشد و عده ای از نظریه پردازان معتقدند که مطالعه منابع پژوهشی، حتی تا پایان پژوهش ادامه دارد؛ زیرا در بخش نتیجه نیز باید در مورد آن بحث کرد. لذا پژوهشگر باید تفکر و تعمقی را که قبلا در مورد پژوهش صورت گرفته است، بررسی کند و سپس طرح مطالعاتی را به گونه ای بریزد که با مطالعات پیشین ارتباط مستقیم داشته باشد. چرا که مثلا فصل دوم پایان نامه و نحوه نگارش آن با مطالعه سوابق و پیشینه تحقیق، شکل جامع تری به خود میگیرد. تحقیقی که در مورد قیمت گذاری، درک هزینه و مبلغ یک محصول در بازار هدف نوشته میشود، وقتی بازار هدف و قیمت را در مکاتب، نظریه ها و آثار متفاوت بررسی کند به درک عمیق تری میرسد و چگونگی نوشتن فصل دوم و برقراری رابطه عقلانی بین بندهای مختلف فصل دوم پایان نامه با سهولت و اعتمادسازی پژوهشی بیشتری صورت میگیرد.